برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1464 100 1

unacceptably

واژه unacceptably در جمله های نمونه

1. The fact remains that inflation is unacceptably high.
[ترجمه ترگمان]واقعیت این است که تورم به گونه‌ای غیرقابل‌قبول بالا است
[ترجمه گوگل]واقعیت این است که تورم غیر قابل قبول است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The reform program has brought unacceptably high unemployment and falling wages.
[ترجمه ترگمان]برنامه اصلاحات به گونه‌ای غیرقابل‌قبول، بیکاری بالا و دستمزدها را به ارمغان آورده‌است
[ترجمه گوگل]برنامه اصلاحات بیکاری و کاهش دستمزدها را غیر قابل قبول کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The illiteracy rate on the island is still unacceptably high.
[ترجمه ترگمان]میزان بی‌سوادی در جزیره هنوز به گونه‌ای غیرقابل‌قبول بالا است
[ترجمه گوگل]نرخ بی سوادی در این جزیره هنوز غیرقابل قبول است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. However, the number of missing words was unacceptably high in the mid-class case.
[ترجمه ترگمان]با این حال، تعداد کلمات از دست رفته در این مورد به گونه‌ای غیرقابل‌قبول بالا است
[ترجمه گوگل] ...

معنی کلمه unacceptably به انگلیسی

unacceptably
• in a manner that is not acceptable, in an unsatisfactory manner

unacceptably را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرحسین رضائیان
غیر قابل قبول

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unacceptably مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران