برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

Unusable

بررسی کلمه Unusable

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of usable.
متضاد: serviceable, usable

واژه Unusable در جمله های نمونه

1. Bombing had made roads and railways unusable.
[ترجمه ترگمان]bombing جاده‌ها و راه‌آهن غیرقابل unusable شده بود
[ترجمه گوگل]بمب گذاری جاده ها و راه آهن را غیرقابل استفاده ساخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Pathetic effort, the story's unusable, nothing more than an unsubstantiated libel.
[ترجمه ترگمان]تلاش رقت‌انگیز، داستان غیرقابل unusable، چیزی بیشتر از یک تهمت ثابت نشده
[ترجمه گوگل]تلاش پرهیجان، داستان غیر قابل استفاده، چیزی بیش از یک غرامت ناعادلانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. But all of that military power is essentially unusable and irrelevant in the era ahead.
[ترجمه ترگمان]اما همه این قدرت نظامی در عصر حاضر اساسا غیرقابل‌استفاده و بی‌ربط است
[ترجمه گوگل]اما تمام این قدرت نظامی اساسا در دوران پیش رو غیر قابل استفاده و بی اهمیت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In its present condition it is unusable.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر آن غیرقابل‌استفاده است
[ترجمه گوگل]در شرایط فعلی آن غیر قابل استف ...

معنی Unusable در دیکشنری تخصصی

unusable
[فوتبال] غیرقابل استفاده

معنی کلمه Unusable به انگلیسی

unusable
• incapable of being used, unemployable
• something that is unusable is not in a good enough state or condition to be used.

Unusable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Zaza
غیر کاربردی، بلااستفاده
Seyyed Ahmed Mortazavi Rāvari
غیر‌ قابل استفاده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Unusable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )