برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1404 100 1

Unreachable

بررسی کلمه Unreachable

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of reachable.

واژه Unreachable در جمله های نمونه

1. But soon after that he descended to an unreachable level.
[ترجمه ترگمان]اما طولی نکشید که او به یک سطح دسترسی پیدا کرد
[ترجمه گوگل]اما به زودی پس از آن او به سطح غیر قابل قبول فرود آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. An unreachable object may become reachable again.
[ترجمه ترگمان]یک شی غیرقابل‌دسترس ممکن است دوباره قابل‌دسترسی شود
[ترجمه گوگل]یک شیء غیر قابل دسترس ممکن است دوباره قابل دسترسی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The server may be down or unreachable. Try connecting again later.
[ترجمه ترگمان]کارگزار ممکن است پایین یا دور از دسترس باشد دوباره سعی کنید بعدا ارتباط برقرار کنید
[ترجمه گوگل]سرور ممکن است پایین یا غیر قابل دسترس باشد بعدا دوباره امتحان کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. If an object's reference count is zero, it is garbage (unreachable from the user program) and can be recycled.
[ترجمه ترگمان]اگر تعداد مرجع یک شی صفر باشد، زباله (غیرقابل‌دسترس از برنامه کاربر)است و می‌تواند بازیافت شود
...

معنی کلمه Unreachable به انگلیسی

unreachable
• cannot be reached
unreachable standard
• standard that cannot be achieved

Unreachable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sunflower
دست نیافتنی
عليرضا كريمي وند
غير قابل دسترسي
رضا
خارج از دسترس . درمورد خطوط موبایل
محدثه فرومدی
دسترس‌ناپذیر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Unreachable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )