برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1428 100 1

Unprecedented

/ənˈpresəˌdentəd/ /ʌnˈpresɪdentɪd/

معنی: بی مانند، بی نظیر، جدید، بی سابقه
معانی دیگر: تازه

بررسی کلمه Unprecedented

صفت ( adjective )
• : تعریف: having no precedent; never before observed or experienced.

- An unprecedented number of soldiers deserted during the last war.
[ترجمه ترگمان] تعداد بی‌سابقه‌ای از سربازان در طی آخرین جنگ کشته شدند
[ترجمه گوگل] شمار بی سابقه ای از سربازان در طی جنگ اخیر ترک شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Unprecedented در جمله های نمونه

1. a hitherto unprecedented event
رویدادی که تاکنون بی‌سابقه بوده است

2. a winter of unprecedented severity
زمستانی با شدت بی‌سابقه

3. this event is unprecedented in the annals of military history
این رویداد در تاریخ وقایع نظامی بی سابقه است.

4. The enemy mad bombardment caused unprecedented death and destruction in the country.
[ترجمه ترگمان]بمباران جنون‌آمیز دشمن باعث مرگ بی‌سابقه و نابودی کشور شد
[ترجمه گوگل]بمباران دشمن دشمن باعث مرگ و تخریب بی سابقه در کشور شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Unprecedented change has been the keynote of the electronic revolution.
[ترجمه ترگمان]این تغییر بی‌سابقه، آغاز انقلاب الکترونیکی بوده‌است
[ترجمه گوگل]تغییرات بی سابقه ای مبنی بر انقلاب الکترونیکی بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Such a move is rare, but not unprecedented.
[ترجمه ترگمان]چنین حرکتی نادر است، اما بی‌سابقه نیست
[ترجمه گوگل]چنین حرکتی نادر است، اما بی سابقه نیست
[ترجمه شما] ...

مترادف Unprecedented

بی مانند (صفت)
unique , inapproachable , unparalleled , unprecedented , inimitable , incomparable , unexampled
بی نظیر (صفت)
unique , inapproachable , unparalleled , unprecedented , inimitable , incomparable , unrivaled , unbeatable , nonpareil , unexampled
جدید (صفت)
up-to-date , new , modern , novel , recent , maiden , unprecedented , neoteric
بی سابقه (صفت)
unprecedented , unheard , unexampled

معنی کلمه Unprecedented به انگلیسی

unprecedented
• without precedent, novel, unexampled, unparalleled
• if something is unprecedented, it has never happened before, or it is the best, largest, or worst of its kind so far.
unprecedented incident
• an occurrence of this kind has never happened before
unprecedented thing
• something that is the first of its type, novelty

Unprecedented را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
بی همتا
خیری
بی سابقه.
زهرا میرحسینی
چیزی که تا کنون بی سابقه بوده است و برای بار اول اتفاق می افتد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی unprecedented
کلمه : unprecedented
املای فارسی : یونپرکدنتد
اشتباه تایپی : عدحقثزثیثدفثی
عکس unprecedented : در گوگل

آیا معنی Unprecedented مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )