برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1471 100 1

Under

/ˈəndər/ /ˈʌndə/

معنی: کسر، زیرین، تحت تسلط، کمتر از، مخفی در زیر، کسری دار، موجود درزیرسطح، در زیر، زیر، تحت
معانی دیگر: از زیر، پایین تر، کمتر، کهتر، مادون، معاون، تحت قید چیزی، مقید، پایبند، ملزم، طبق، بنابر، در دست، در حال، تحت عنوان، زیر برنام، در زمره ی، در دوران حکومت، در عهد، در زمانه ی، تحت کشت، زیر کشت، زیر نظر، تحت تعلیم، پایینی، پیشوند:، تحت [undertow]، دون، دون پایه، زیردست [underling]، پایین تراز

بررسی کلمه Under

حرف اضافه ( preposition )
(1) تعریف: beneath; below.

- dust under the bed
[ترجمه ترگمان] زیر تخت گرد و خاک
[ترجمه گوگل] گرد و غبار تحت بستر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: beneath the surface of.

- life under the ocean
[ترجمه ترگمان] زندگی در زیر اقیانوس
[ترجمه گوگل] زندگی در زیر اقیانوس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: at or in a position farther down or lower than.
متضاد: above, over

- The mouth is located under the nose.
[ترجمه .] دهان در زیر بینی قرار دارد.|
[ترجمه ترگمان] دهانه در زیر بینی قرار دارد
[ترجمه گوگل] دهان زیر بینی قرار دارد
[ترجمه شما] ...

واژه Under در جمله های نمونه

1. under a crushing burden of debt
زیر سنگینی خرد کننده‌ی قرض

2. under a curtain of fog
در زیر پوششی از مه

3. under age
کمتر از سن قانونی

4. under an alias
با اسم مستعار

5. under an anesthetic
در حال بیهوشی

6. under an obligation
مشغول ذمه

7. under certain eventualities
تحت برخی امکانات

8. under construction
در دست ساخت

9. under cover of night
در تاریکی شب

10. under exceptional circumstances . . .
تحت شرایط استثنایی . . .

11. under great pressure
تحت فشار شدید

12. under his superb leadership
تحت رهبری عالی او

13. under his supervision
تحت سرپرستی او

14. under his wise leadership
تحت رهبری‌های خردمندانه‌ی او

15. under my foot the herbs were dry
در زیر پا ...

مترادف Under

کسر (اسم)
diminution , deduction , deficiency , detraction , under , fraction , deficit , leakage
زیرین (صفت)
next , following , under , underneath , downward
تحت تسلط (صفت)
subject , under
کمتر از (صفت)
under
مخفی در زیر (صفت)
under
کسری دار (صفت)
under
موجود درزیرسطح (صفت)
under , undersurface
در زیر (قید)
below , under , beneath , underneath , hereunder
زیر (حرف اضافه)
under , beneath , down
تحت (حرف اضافه)
under

معنی عبارات مرتبط با Under به فارسی

خردسال، ناباله، صغیر
1- مورد سوظن، مورد اتهام 2- (از نظر فکری یا روانی) در وضع بد
سحر شده، جادو شده، طلسم شده، افسون شده
صغیر، نابالغ
مسلح، جنگ آماد، آماده ی کارزار، سلاح برگرفته، داخل صف، تخت السلاح
توقیف، بازداشت، گرفتار، تعقیب
(کشتی بادبان دار) با بادبان های جمع (به خاطر توفان)، با دکل خالی بی بادبان
در خیمه
به بهانه ی، تحت عنوان
تحت فشار، به زور
تحت مطالعه، تحت بررسی
مجبور، درفشار
تحت فرمان یا کنترل، مهار شده، در اختیار
در خفا، پنهانی، سربسته، درپاکت
در پناه
...

معنی Under در دیکشنری تخصصی

under
[حقوق] به موجب، طبق، براساس، تحت، برحسب، پیرو
[ریاضیات] نسبت به
[حسابداری] کسر جذب سربار کارخانه
[حسابداری] کسر جذب سربار
[ریاضیات] کسر جذب سربار
[صنعت] عایق زیر بدنه
[نساجی] دستگاه بادامک زیری(درماشین بافندگی)
[نساجی] پوشش زیرقالی وموکت
[نساجی] آبکش تیکرین-سینی زیر(درماشین کاردینگ)
[عمران و معماری] در دست ساختمان
[پلیمر] زیر پخت، نیم پخت، کم پخت
[پلیمر] تایر کم پخته
[ریاضیات] کند میرایی
[ریاضیات] نسبت به ... بسته است
[ریاضیات] نقش تحت
[ریاضیات] تصویر معکوس ... تحت
...

معنی کلمه Under به انگلیسی

under
• below, beneath; less than; controlled by; according to; in the process of; during the period of authority of
• if one thing is under another, it is directly below or beneath the other thing and may be covered or hidden by it.
• if something happens under particular circumstances or conditions, it happens when those circumstances or conditions exist.
• if something happens under a law or system, it happens because that law or system says that it must happen or that it is allowed to happen.
• if something happens under a particular person or government, it happens when that person or government is in power.
• if you study or work under a particular person, that person is your teacher or boss.
• if you do something under a name that is different to your usual one, you use the different name for that purpose.
• you use under to say what section of a list, book, or system of classification something is in.
• if something is under an amount or number, it is less than that amount or number.
• under- is used to form words that express the idea that there is not enough of something or that something has not been done or happened as much or as well as is needed.
under a cloud
• under suspicion, suspected
under a mask
• in disguise, with a different identity
under a spell
• under the influence magic, under sorcery
under a strain
• under pressure, stressed
under advice
• according to recommendations, according to notice
under advisement
• under debate, under the recommendation of -
under age
• too young, minor
under an obligation
...

Under را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mohana jalilian
حداقل
محمدرضا خسروی
طبق، بنا بر، بر اساس
Motahareh Aminpour
زیر،پایین.
mahla joon
زير-پايين-.زيرين-كمتراز
peyman
نسبت به
Kiana
زیر
Maneli
كسر
میلاد علی پور
به عنوانِ
Robab
Under یعنی زیر
کرونا
به معنی � در دوران حکومتِ ...� یا �دوره ی ....� یا �تحت سلطه ی(حاکمیتِ) ...� و ... هم هست.
میلاد علی پور
با، همراهِ، به همراهِ
ps
ناکافی
بهروز مددی
به موجب، بر اساس
"Under the “polluter pays principle
= به موجب اصل " آلوده کننده می‎پردازد" (جبران خسارت زیست محیطی)
سهیلا مهرزاد ثمرین
زیر یوق فرد یا حکومتی بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی under
کلمه : under
املای فارسی : آندر
اشتباه تایپی : عدیثق
عکس under : در گوگل

آیا معنی Under مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران