🔸 نکته:
این اصطلاح معمولاً به صورت طنز یا اغراق آمیز استفاده میشه. وقتی کسی میگه “I had to twist his arm” یعنی مجبور شدم کلی خواهش کنم یا فشار بیارم تا طرف راضی بشه. گاهی هم به شوخی استفاده میشه وقتی طرف واقعاً راحت راضی شده.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• “I didn’t want to go, but they twisted my arm. ”
دلم نمیخواست برم، ولی مجبورم کردن
• “He said he’d come if I twisted his arm a little. ”
گفت اگه یه کم فشار بیارم میاد
• “No need to twist my arm – I’d love to come!”
نیازی به زور نیست – خودم دوست دارم بیام!
این اصطلاح معمولاً به صورت طنز یا اغراق آمیز استفاده میشه. وقتی کسی میگه “I had to twist his arm” یعنی مجبور شدم کلی خواهش کنم یا فشار بیارم تا طرف راضی بشه. گاهی هم به شوخی استفاده میشه وقتی طرف واقعاً راحت راضی شده.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
دلم نمیخواست برم، ولی مجبورم کردن
گفت اگه یه کم فشار بیارم میاد
نیازی به زور نیست – خودم دوست دارم بیام!
فردی را وادار به انجام کاری کردن بر خلاف میل باطنی�✓✓✓
خواسته ی خود را بر کسی تحمیل کردن
بر خلاف میل باطنی کسی وادار به انجام کاری کردن
بر خلاف میل باطنی کسی وادار به انجام کاری کردن
نظر کسی رو عوض کردن
متقاعد کردن کسی
متقاعد کردن کسی
ترغیب کردن یا مجبور کردن کسی برای انجام دادن کاری که واقعا نمی خواسته انجامش بده
متقاعد کردن، قانع کردن
To convince someone, to persuade someone
فردی رو وادار به انجام کاری کنی ( که مطابق میلش نیست ) they twisted my arm to sell the house
آنها منو واداربه فروش کردن
آنها منو واداربه فروش کردن