twenty

/ˈtwenti//ˈtwenti/

معنی: عدد بیست، بیست
معانی دیگر: بیست (20)، عدد یا شماره ی بیست، اسکناس بیست دلاری (یا بیست پوندی)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: twenties
(1) تعریف: the number represented by the Arabic numeral 20 and by the Roman numeral XX.

(2) تعریف: the product of multiplying ten times two.

(3) تعریف: (pl.) the period of years from 1920 through 1929.

(4) تعریف: (pl.) the period in one's life from age twenty through age twenty-nine.
صفت ( adjective )
• : تعریف: being twenty in number.

جمله های نمونه

1. twenty = xx
بیست = xx

2. twenty ayes and nine noes
بیست رای موافق و نه رای مخالف

3. twenty ayes and two noes
بیست رای موافق و دو رای منفی

4. twenty dollars and some odd change
بیست دلار و مقداری پول خرد

5. twenty meters aft of the captain's cabin
بیست متر در سمت عقب کابین ناخدا

6. a twenty percent increase in the population
ازدیاد جمعیت به میزان بیست درصد

7. at twenty miles an hour
با سرعت بیست مایل در ساعت

8. from twenty feet away, he shot the ball right into the basket
از فاصله ی بیست فوتی توپ را درست توی حلقه پراند.

9. it's twenty minutes of five
(ساعت) بیست دقیقه به پنج است.

10. he is twenty years old but he still lisps
بیست ساله است ولی هنوز زبانش می گیرد.

11. he is twenty years old, but has the mental age of a five-year old
او بیست ساله است ولی سن عقل او به اندازه ی یک بچه ی پنج ساله است.

12. it takes twenty skins to make an overcoat
برای درست کردن یک پالتو بیست تخته پوست لازم است.

13. a library numbering twenty thousand volumes
کتابخانه ای که بالغ بر 20 هزار کتاب است.

14. a total of twenty students came
جمعا بیست شاگرد آمدند.

15. this necklace has twenty pearl beads
این گردنبند بیست دانه ی مروارید دارد.

16. a sit-down dinner for twenty
شام نشسته برای بیست نفر

17. by the age of twenty he had attained full size
در بیست سالگی به رشد کامل رسید.

18. in a space of twenty kilometers the road rises fifty meters
در یک مسافت بیست کیلومتری ارتفاع جاده پنجاه متر زیاد می شود.

19. five students were absent and twenty were present
5 شاگرد غایب و 20 شاگرد حاضر بودند.

20. jordan made a total of twenty baskets
جردن جمعا بیست بار توپ را در حلقه انداخت (بیست گل زد).

21. she has worked here for twenty years or so
حدودا بیست سال اینجا کار کرده است.

22. the ship carried a crew of twenty and ninety passengers
کشتی بیست ملوان و نود مسافر داشت.

23. mohsen died untimely at the age of twenty seven
محسن در سن بیست و هفت سالگی جوانمرگ شد.

24. this pharmasist has been dispensing medicine for twenty years
این داروساز بیست سال است که برای مردم نسخه می پیچد.

25. the length of time, holidays inclusive, will be twenty days
طول مدت،با افزودن روزهای تعطیل،بیست روز خواهد بود.

26. a vote of ninety in favor, fifty against, and twenty abstaining
نود رای موافق،پنجاه رای مخالف و بیست رای ممتنع

27. he held a seat in congress for more than twenty years
او بیش از بیست سال عضو کنگره ی امریکا بود.

28. she entered on her inheritance at the age of twenty
او در بیست سالگی به ارث خود رسید.

29. according to the policeman's notations, the damage to our car amounted to twenty thousand tomans
طبق یادداشت های مامور پلیس زیان وارده به اتومبیل ما حدود 20 هزار تومان بود.

30. She's been dead for twenty years now.
[ترجمه ترگمان]الان بیست سال است که مرده
[ترجمه گوگل]او بیست سال است که مرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

عدد بیست (اسم)
twenty

بیست ()
twenty

تخصصی

[ریاضیات] بیست

به انگلیسی

• number 20
amounting to 20 in number
twenty is the number 20.

پیشنهاد کاربران

20
بیست

موقعیت مکانی
بیست، عدد20
صفت twenty به معنای بیست
معادل صفت twenty در فارسی بیست است. بیست جزء اعداد زوج و یک صفت شمارشی است که قبل از عدد 21 و بعد از عدد 19 است. مثال:
nineteen, twenty, twenty - one ( نوزده، بیست، بیست و یک )

منبع: سایت بیاموز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما