turn up at

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• سر و کله اش پیدا شدن در | حاضر شدن در
• از راه رسیدن به | سر رسیدن به
• بدون اطلاع قبلی آمدن به | ظاهر شدن در
🔸 مثال ها:
• He turned up at the party uninvited.
او بدون دعوت در مهمانی حاضر شد.
...
[مشاهده متن کامل]

• She turned up at the office two hours late.
او دو ساعت دیرتر در دفتر حاضر شد.
• Hundreds of protesters turned up at the city square.
صدها معترض در میدان شهر حاضر شدند.