turn tricks

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• تن فروشی کردن، فاحشه گی کردن
• با مشتری سکس انجام دادن
• ( عامیانه ) کار کردن ( در معنای تن فروشی )
مثال:
"A lot of these girls are addicts who started turning tricks to get drug money. "
...
[مشاهده متن کامل]

( بسیاری از این دختران معتادانی هستند که برای به دست آوردن پول مواد مخدر شروع به تن فروشی کردند. )
"She was turning tricks to get her next bag of heroin. "
( او برای به دست آوردن بسته بعدی هروئینش تن فروشی می کرد. )