گاهی turn to به معنی روآوردن یا پناه آوردن به چیزی هم هست مثل:
He turned to alcohol after losing his job
بعد از از دست دادن کارش به الکل پناه آورد
Many people turn to meditation to reduce stress
بسیاری از مردم برای کاهش استرس به مدیتیشن روی می آورند.
بعد از از دست دادن کارش به الکل پناه آورد
بسیاری از مردم برای کاهش استرس به مدیتیشن روی می آورند.
فکر یا توجه انسان معطوف به چیزی شدن
مراجعه کردن به چیزی یا فردی جهت کمک گرفتن برای رفع مشکل