turn to sb sth

پیشنهاد کاربران

گاهی turn to به معنی روآوردن یا پناه آوردن به چیزی هم هست مثل:
He turned to alcohol after losing his job
بعد از از دست دادن کارش به الکل پناه آورد
Many people turn to meditation to reduce stress
بسیاری از مردم برای کاهش استرس به مدیتیشن روی می آورند.
to think about or begin to consider something
فکر یا توجه انسان معطوف به چیزی شدن
to ask a person or organization for help or support - 1
2 - to go to someone or something to get help with a difficult situation
مراجعه کردن به چیزی یا فردی جهت کمک گرفتن برای رفع مشکل