🔸 معادل فارسی:
آتش خود را به سمت . . . چرخاندن | شلیک را به سمت . . . برگرداندن | حمله را متوجه . . . کردن | به . . . حمله کردن | علیه . . . موضع گرفتن | شروع به انتقاد تند از . . . کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• The troops turned fire on the enemy's reinforcements.
نیروها آتش خود را به سمت نیروهای کمکی دشمن چرخاندند.
• After the scandal, the media turned fire on the senator.
پس از رسوایی، رسانه ها به سناتور حمله کردند.
• Once allies, the two parties have now turned fire on each other.
دو حزبی که پیش تر متحد بودند، اکنون به یکدیگر حمله می کنند.
آتش خود را به سمت . . . چرخاندن | شلیک را به سمت . . . برگرداندن | حمله را متوجه . . . کردن | به . . . حمله کردن | علیه . . . موضع گرفتن | شروع به انتقاد تند از . . . کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
نیروها آتش خود را به سمت نیروهای کمکی دشمن چرخاندند.
پس از رسوایی، رسانه ها به سناتور حمله کردند.
دو حزبی که پیش تر متحد بودند، اکنون به یکدیگر حمله می کنند.