🔸 نکته:
تفاوت این اصطلاح با Rewind، Go back، و Restore:
• Rewind به معنای عقب بردن نوار یا فیلم است و فنی و تحت اللفظی است؛ بیشتر در بافت دستگاه های صوتی و تصویری به کار می رود.
• Go back به معنای بازگشتن است و عام و خنثی است؛ می تواند فیزیکی یا زمانی باشد، بدون بار تلاش برای خنثی کردن تغییرات.
... [مشاهده متن کامل]
• Restore به معنای بازگرداندن به وضع قبلی است و رسمی و جدی است؛ معمولاً در بافت های سیاسی، تاریخی، و مرمتی به کار می رود ( مثل بازگرداندن سلطنت یا مرمت بنا ) .
• Turn back the clock اما ترکیبی از حسرت، تلاش برای بازگشت، و اغلب مقاومت در برابر تغییر را می رساند و به همین دلیل در نقد سیاست های ارتجاعی و بحث های فرهنگی بسیار رایج است — یعنی کسی می خواهد چرخ زمان را متوقف کند و به عقب بچرخاند، که اغلب غیرممکن یا نامطلوب تلقی می شود.
تفاوت این اصطلاح با Rewind، Go back، و Restore:
• Rewind به معنای عقب بردن نوار یا فیلم است و فنی و تحت اللفظی است؛ بیشتر در بافت دستگاه های صوتی و تصویری به کار می رود.
• Go back به معنای بازگشتن است و عام و خنثی است؛ می تواند فیزیکی یا زمانی باشد، بدون بار تلاش برای خنثی کردن تغییرات.
... [مشاهده متن کامل]
• Restore به معنای بازگرداندن به وضع قبلی است و رسمی و جدی است؛ معمولاً در بافت های سیاسی، تاریخی، و مرمتی به کار می رود ( مثل بازگرداندن سلطنت یا مرمت بنا ) .
• Turn back the clock اما ترکیبی از حسرت، تلاش برای بازگشت، و اغلب مقاومت در برابر تغییر را می رساند و به همین دلیل در نقد سیاست های ارتجاعی و بحث های فرهنگی بسیار رایج است — یعنی کسی می خواهد چرخ زمان را متوقف کند و به عقب بچرخاند، که اغلب غیرممکن یا نامطلوب تلقی می شود.
🔸 معادل فارسی:
• زمان را به عقب برگرداندن
• به گذشته بازگشتن
• گذشته را زنده کردن
• عقب گرد کردن به دوران قبل
🔸 مثال ها:
• You can't turn back the clock and undo the damage.
نمی توانی زمان را به عقب برگردانی و آن آسیب را جبران کنی.
... [مشاهده متن کامل]
• The new law tries to turn back the clock on women's rights.
قانون جدید تلاش می کند حقوق زنان را به دوران قبل برگرداند.
• Sometimes I wish I could turn back the clock to those simpler days.
گاهی آرزو می کنم می توانستم زمان را به آن روزهای ساده تر برگردانم.
• زمان را به عقب برگرداندن
• به گذشته بازگشتن
• گذشته را زنده کردن
• عقب گرد کردن به دوران قبل
🔸 مثال ها:
نمی توانی زمان را به عقب برگردانی و آن آسیب را جبران کنی.
... [مشاهده متن کامل]
قانون جدید تلاش می کند حقوق زنان را به دوران قبل برگرداند.
گاهی آرزو می کنم می توانستم زمان را به آن روزهای ساده تر برگردانم.
پسرفت کردن
سیر قهقرایی و نزولی کردن
زمان را به عقب برگرداندن ( به منظور جبران خطاهای گذشته )
سیر قهقرایی و نزولی کردن
زمان را به عقب برگرداندن ( به منظور جبران خطاهای گذشته )
زمان را به عقب برگرداندن ، فلاش بک به گذشته زدن
به زمان گذشته باز گشتن
به قهقرا رفتن
به قهقرا رفتن