tune up

/ˈtuːnˈəp//tjuːnʌp/

معنی: موتور را تنظیم کردن، شروع باواز کردن
معانی دیگر: 1- (موتور اتومبیل و غیره) تعمیر و تنظیم کردن، میزان کردن، رگلاژ کردن 2- (ساز موسیقی) کوک کردن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a general adjustment to put all parts, as of an engine, in good working order.
مشابه: adjustment

(2) تعریف: (informal) something done as a preparation or warm-up before an important event.

- This bout was a tune-up for the championship fight.
[ترجمه گوگل] این مسابقه یک آهنگ برای مبارزه قهرمانی بود
[ترجمه ترگمان] این مسابقه برای مسابقه قهرمانی آماده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. I could hear the sound of a band tuning up.
[ترجمه گوگل]صدای کوک یک گروه را می شنیدم
[ترجمه ترگمان]می توانستم صدای a را بشنوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. All the musical instruments had been tuned up before the concert began.
[ترجمه گوگل]قبل از شروع کنسرت تمام آلات موسیقی کوک شده بود
[ترجمه ترگمان]تمام آلات موسیقی پیش از شروع کنسرت به صدا درآمده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. After the orchestra had tuned up(sentence dictionary), the conductor walked on to the stage.
[ترجمه گوگل]پس از تنظیم ارکستر (فرهنگ جملات)، رهبر ارکستر به سمت صحنه رفت
[ترجمه ترگمان]پس از آنکه ارکستر فرهنگ لغت را تنظیم کرد، رهبر ارکستر به روی صحنه رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They tuned up and sang a song.
[ترجمه گوگل]کوک کردند و آهنگی خواندند
[ترجمه ترگمان]آن ها را صدا کردند و یک آهنگ خواندند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The orchestra were beginning to tune up.
[ترجمه گوگل]ارکستر شروع به کوک کردن کرده بود
[ترجمه ترگمان]ارکستر شروع به نواختن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Before he began to play, Harry tuned up his banjo.
[ترجمه گوگل]قبل از شروع نواختن، هری بانجو خود را کوک کرد
[ترجمه ترگمان]قبل از این که شروع به بازی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The band were tuning up their guitars.
[ترجمه گوگل]گروه در حال کوک کردن گیتار خود بودند
[ترجمه ترگمان]نوازندگان گیتار خود را جمع کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. We should have our car tuned up before starting on our trip.
[ترجمه گوگل]قبل از شروع سفر باید ماشین خود را تنظیم کنیم
[ترجمه ترگمان]ما باید قبل از شروع سفر، اتومبیل خود را تنظیم کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The instruments should be tuned up before each performance.
[ترجمه گوگل]سازها باید قبل از هر اجرا کوک شوند
[ترجمه ترگمان]ابزارها باید قبل از هر اجرا تنظیم شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The orchestra was tuning up as we entered the hall.
[ترجمه گوگل]وقتی وارد سالن شدیم ارکستر در حال تنظیم بود
[ترجمه ترگمان]وقتی وارد تالار شدیم، نوازندگان می نواختند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He began to tune up his violin.
[ترجمه گوگل]او شروع به کوک کردن ویولن خود کرد
[ترجمه ترگمان]شروع به نواختن ویولن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The orchestra were tuning up as we entered the hall.
[ترجمه گوگل]وقتی وارد سالن شدیم ارکستر در حال تنظیم بود
[ترجمه ترگمان]وقتی وارد تالار شدیم، نوازندگان می نواختند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. They are tuning up a plane on the flight line.
[ترجمه گوگل]آنها در حال تنظیم یک هواپیما در خط پرواز هستند
[ترجمه ترگمان]آن ها در حال تنظیم یک هواپیما در خط پرواز هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Others were quietly tuning up their instruments.
[ترجمه گوگل]دیگران به آرامی سازهای خود را کوک می کردند
[ترجمه ترگمان]بقیه به آرامی وسایلشان را جمع می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. She tuned up her piano.
[ترجمه گوگل]پیانویش را کوک کرد
[ترجمه ترگمان]پیانوی خود را کوک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

موتور را تنظیم کردن (فعل)
tune up

شروع باواز کردن (فعل)
tune up

انگلیسی به انگلیسی

• adjustment of the motor (of a car, etc.) in order to make sure that the engine is running properly

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی
- سرویس دوره ای
- تنظیم موتور
- بازبینی و تعمیرات جزئی
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( فنی – اصلی ) :** مجموعه ای از تنظیمات و تعمیرات کوچک برای حفظ عملکرد بهینه ی خودرو یا دستگاه.
...
[مشاهده متن کامل]

- مثال: *My car needs a tune - up before the trip. *
ماشینم قبل از سفر به یک سرویس دوره ای نیاز دارد
2. ** ( استعاری – عمومی ) :** بازبینی یا اصلاح برای بهبود عملکرد فرد، سازمان یا سیستم.
- مثال: *The team needs a tune - up before the championship. *
تیم قبل از مسابقات قهرمانی به یک بازبینی نیاز دارد
- - -
## 🔸 مترادف ها
service – maintenance – overhaul ( جزئی ) – adjustment – check - up
- - -
## 🔸 مثال ها
- *The piano needs a tune - up before the concert. *
پیانو قبل از کنسرت به تنظیم نیاز دارد
- *He went for a tune - up at the doctor’s office. *
او برای یک چکاپ پزشکی رفت
- *Regular tune - ups keep your car running smoothly. *
سرویس های دوره ای باعث می شوند ماشینت روان کار کند

Tune - up
"Tune - up" as slang can refer to adjusting or improving something, preparing for an event, or even a physical beating.
در زبان عامیانه به تنظیم، بهبود، آماده سازی، یا حتی کتک خوردن اشاره دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

📌 معنای مجازی / نمادین: این واژه نماد اصلاح، آمادگی، یا تصحیح است و اغلب در ورزش، مکانیک، و گفتار غیررسمی استفاده می شود.
📌 مترادف: Fix | Adjust | Improve | Prepare | Beat down
مثال؛
1️⃣ I need a tune - up before the big game. ( meaning: preparation or practice )
2️⃣ Take your car in for a tune - up if it's running rough. ( meaning: mechanical adjustment )
3️⃣ He got a serious tune - up after mouthing off to the wrong person. ( meaning: physical beating )

( ورزش ) بازی آمادگی، بازی قبل از بازیهای اصلی
Iran have come into this competition ready to compete, coming off playing a series of tune - up games in Taipei.
To tune up a car یعنی یه دستی رو سر و روی ماشین کشیدن. و بیشتر از اینکه معنای تمیز کردن ماشین رو بده، معنای تنظیم و تعمیر قطعاتی رو می ده که نیاز به عوض کردن و تعمیر دارن.
تنظیم موتور
Did u remember to tune up the car engine ?
یادت بود موتور ماشین رو تنظیم کنی؟
تنظیم کردن موتور