tumble into one's lap

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به آسانی به دست کسی افتادن / به دامان کسی افتادن
• بدونِ تلاشِ جدی به نتیجه رسیدن
• پیروزی یا موفقیتی که ناگهان و بدونِ زحمت نصیبِ کسی می شود
🔸 مثال :
• "The general believed that victory would simply tumble into his lap without a major battle. "
...
[مشاهده متن کامل]

ژنرال باور داشت که پیروزی بدونِ یک نبردِ بزرگ، به سادگی به دامانش خواهد افتاد.
• "The opposition hoped that power would tumble into their lap after the protests, but they were wrong. "
مخالفان امیدوار بودند که پس از اعتراضات، قدرت به آسانی به دستشان بیفتد، اما اشتباه کردند.
• "He thought the deal would tumble into his lap, but he forgot that negotiations require effort. "
او فکر می کرد که آن توافق به سادگی به دستش می افتد، اما فراموش کرد که مذاکرات نیازمندِ تلاش است.