tuition

/tjuːˈɪʃn̩//tjuːˈɪʃn̩/

معنی: تعلیم، تدریس، شهریه، حق تدریس، اموزانه
معانی دیگر: (دانشگاه و مدرسه و غیره) شهریه، (نادر) آموزش، tuitional شهریه
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: tuitional (adj.), tuitionary (adj.)
(1) تعریف: the charge for instruction at a college, private school, or the like.

(2) تعریف: instruction or teaching, as at a college.
مشابه: tutelage

جمله های نمونه

1. tuition and room and board
شهریه و خوابگاه و خوراک

2. the students squawked about the tuition
دانشجویان درباره ی شهریه اعتراض کردند.

3. The courses will give the beginner personal tuition in all types of outdoor photography.
[ترجمه ترگمان]این دوره ها به مبتدیان جهت تدریس خصوصی در همه انواع عکاسی در فضای باز می پردازند
[ترجمه گوگل]این دوره ها در تمام انواع عکاسی در فضای باز، آموزش شخصی مبتدی را ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I had to have extra tuition in maths.
[ترجمه ترگمان]من باید تدریس اضافی در ریاضیات داشته باشم
[ترجمه گوگل]من باید تحصیلات عالی بیشتری در ریاضی داشته باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. All students receive tuition in logic and metaphysics.
[ترجمه ترگمان]همه دانشجویان شهریه را در منطق و متافیزیک دریافت می کنند
[ترجمه گوگل]تمام دانش آموزان در منطق و متافیزیک تحصیل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He has private tuition in English.
[ترجمه ترگمان]او تدریس خصوصی در زبان انگلیسی دارد
[ترجمه گوگل]او دارای تحصیلات خصوصی در زبان انگلیسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The students get expert tuition in small groups.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزان شهریه کارشناسی در گروه های کوچک می گیرند
[ترجمه گوگل]دانش آموزان در گروه های کوچک تحصیلات متخصص را دریافت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She received private tuition in French.
[ترجمه ترگمان]او تدریس خصوصی در زبان فرانسه دریافت کرد
[ترجمه گوگل]او تحصیلات خصوصی را به زبان فرانسه دریافت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Few can afford the tuition of $12 000 a term.
[ترجمه ترگمان]افراد کمی قادر به پرداخت شهریه حدود ۱۲ هزار دلار هستند
[ترجمه گوگل]چند نفر می توانند هزینه تحصیل 12000 دالر را پرداخت کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Optional extras include cooking tuition at a top restaurant.
[ترجمه ترگمان]اضافه کردن موارد اضافی اختیاری شامل پرداخت شهریه در یک رستوران عالی است
[ترجمه گوگل]لوازم اضافی شامل پخت و پز مسکن در یک رستوران برتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He buses tables to help finance his tuition.
[ترجمه ترگمان]او برای کمک به تامین مالی شهریه از میزها استفاده می کند
[ترجمه گوگل]او برای کمک به تامین هزینه تحصیل خود، جداول را در اختیار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The course involves six hours of individual tuition per week.
[ترجمه ترگمان]این دوره شامل شش ساعت تدریس خصوصی در هر هفته می شود
[ترجمه گوگل]این دوره شامل شش ساعت آموزش شخصی در هر هفته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. His tuition is paid, but he'll work to cover his living expenses.
[ترجمه ترگمان]شهریه او پرداخت می شود، اما برای پوشش هزینه های زندگی کار می کند
[ترجمه گوگل]مشاغل او پرداخت می شود، اما او برای پرداخت هزینه های زندگی خود تلاش خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The exam results demonstrated the effectiveness of personal tuition.
[ترجمه ترگمان]نتایج آزمون اثربخشی شهریه شخصی را اثبات کرده است
[ترجمه گوگل]نتایج امتحان اثربخشی آموزش و پرورش شخصی نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Angela's $000 tuition at University this year will be paid for with scholarships.
[ترجمه ترگمان]در سال جاری ۰۰۰ شهریه در دانشگاه برای دریافت بورس تحصیلی پرداخت خواهد شد
[ترجمه گوگل]هزینه تحصیلات آنجلا $ 000 در دانشگاه در سال جاری برای کمک هزینه تحصیلی پرداخت خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تعلیم (اسم)
schooling, training, edification, pedagogy, doctrine, didactics, teaching, tuition

تدریس (اسم)
schooling, training, docent, tuition

شهریه (اسم)
fee, tuition, salary

حق تدریس (اسم)
tuition

اموزانه (اسم)
tuition, tutorship, tutorage

به انگلیسی

• fee for instruction; instruction, teaching
tuition is the teaching of a subject, especially to one person or to a small group.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیتعلیم، تدریس، شهریه، حق تدریس، اموزانهمعانی متفرقه( دانشگاه و مدرسه و غیره ) شهریه، ( نادر ) آ ...بررسی کلمهاسم ( noun ) مشتقات : tuitional ( adj. ) , tuitionary ( adj. ) • ( 1 ) تعریف: the charge for ins ...جمله های نمونه1. tuition and room and board شهریه و خوابگاه و خوراک 2. the students squawked about the tuition ...مترادفتعلیم ( اسم ) schooling, training, edification, pedagogy, doctrine, didactics, teaching, tuition ...انگلیسی به انگلیسیfee for instruction; instruction, teaching tuition is the teaching of a subject, especially to one p ...
معنی tuition، مفهوم tuition، تعریف tuition، معرفی tuition، tuition چیست، tuition یعنی چی، tuition یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف t، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف t، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف t، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف t
کلمه بعدی: tuition fees
اشتباه تایپی: فعهفهخد
آوا: /توشن/
عکس tuition : در گوگل
معنی tuition

پیشنهاد کاربران

دستمزد
شهریه
Tuition is money used to pay for teaching
حق تدریس

Extra tuition
آموزشهای اضافه ، بیشتر از دروس معمول
Course : دوره
Major : رشته
Credit : واحد
Enroll : ثبت نام کردن
Tuition : شهریه
Session : جلسه
Semester : نیم سال تحصیلی
Scholarship : بورسیه تحصیلی
Transcript : کارنامه نمرات
Freshman : دانشجوی سال اول
Sophomore : دانشجوی سال دوم
Junior : دانشجوی سال سوم
Senior : دانشجوی سال چهارم
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما