اسم ( noun )مشتقات: tuitional (adj.), tuitionary (adj.)
• (1)تعریف: the charge for instruction at a college, private school, or the like.
• (2)تعریف: instruction or teaching, as at a college. • مشابه: tutelage
جمله های نمونه
1. tuition and room and board
شهریه و خوابگاه و خوراک
2. the students squawked about the tuition
دانشجویان درباره ی شهریه اعتراض کردند.
3. The courses will give the beginner personal tuition in all types of outdoor photography.
[ترجمه گوگل]این دوره ها به مبتدی آموزش شخصی در انواع عکاسی در فضای باز می دهد [ترجمه ترگمان]این دوره ها به مبتدیان جهت تدریس خصوصی در همه انواع عکاسی در فضای باز می پردازند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. I had to have extra tuition in maths.
[ترجمه رضا دلفان] مجبور شدم درس خصوصی اضافی در ریاضی بگیرم
|
[ترجمه گوگل]من باید در ریاضیات شهریه اضافی می گرفتم [ترجمه ترگمان]من باید تدریس اضافی در ریاضیات داشته باشم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. All students receive tuition in logic and metaphysics.
[ترجمه گوگل]همه دانش آموزان در منطق و متافیزیک شهریه می گیرند [ترجمه ترگمان]همه دانشجویان شهریه را در منطق و متافیزیک دریافت می کنند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. He has private tuition in English.
[ترجمه گوگل]او تدریس خصوصی زبان انگلیسی دارد [ترجمه ترگمان]او تدریس خصوصی در زبان انگلیسی دارد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. The students get expert tuition in small groups.
[ترجمه گوگل]دانش آموزان در گروه های کوچک شهریه تخصصی دریافت می کنند [ترجمه ترگمان]دانش آموزان شهریه کارشناسی در گروه های کوچک می گیرند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. She received private tuition in French.
[ترجمه گوگل]او آموزش خصوصی زبان فرانسه دریافت کرد [ترجمه ترگمان]او تدریس خصوصی در زبان فرانسه دریافت کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. Few can afford the tuition of $12 000 a term.
[ترجمه گوگل]تعداد کمی می توانند شهریه 12000 دلاری در هر ترم را بپردازند [ترجمه ترگمان]افراد کمی قادر به پرداخت شهریه حدود ۱۲ هزار دلار هستند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. Optional extras include cooking tuition at a top restaurant.
[ترجمه گوگل]امکانات اضافی اختیاری شامل آموزش آشپزی در یک رستوران برتر است [ترجمه ترگمان]اضافه کردن موارد اضافی اختیاری شامل پرداخت شهریه در یک رستوران عالی است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. He buses tables to help finance his tuition.
[ترجمه گوگل]او برای کمک به هزینه های شهریه خود، میزهایی با اتوبوس می گذارد [ترجمه ترگمان]او برای کمک به تامین مالی شهریه از میزها استفاده می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. The course involves six hours of individual tuition per week.
[ترجمه گوگل]این دوره شامل شش ساعت آموزش فردی در هفته است [ترجمه ترگمان]این دوره شامل شش ساعت تدریس خصوصی در هر هفته می شود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. His tuition is paid, but he'll work to cover his living expenses.
[ترجمه گوگل]شهریه اش پرداخت می شود، اما برای تامین هزینه های زندگی اش کار می کند [ترجمه ترگمان]شهریه او پرداخت می شود، اما برای پوشش هزینه های زندگی کار می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. The exam results demonstrated the effectiveness of personal tuition.
[ترجمه گوگل]نتایج آزمون اثربخشی آموزش شخصی را نشان داد [ترجمه ترگمان]نتایج آزمون اثربخشی شهریه شخصی را اثبات کرده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. Angela's $000 tuition at University this year will be paid for with scholarships.
[ترجمه گوگل]شهریه 000 دلاری آنجلا در دانشگاه امسال با کمک هزینه تحصیلی پرداخت می شود [ترجمه ترگمان]در سال جاری ۰۰۰ شهریه در دانشگاه برای دریافت بورس تحصیلی پرداخت خواهد شد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
• fee for instruction; instruction, teaching tuition is the teaching of a subject, especially to one person or to a small group.
پیشنهاد کاربران
🔊 دوستان در تلفظش دقت کنین: /tjuːˈɪʃn̩/ یعنی /تی. یو. اِشِن/ تلفظ میشه نه چیز دیگه.
mainly UK: teaching, especially when given to a small group or one person, such as in a college or university All students receive tuition in logic and metaphysics. mainly US: ( UK usually tuition fees ) ... [مشاهده متن کامل]
the money paid for this type of teaching Few can afford the tuition of $12, 000 a semester. AMERICAN DICTIONARY:the money paid for being taught, esp. at a college or university BUSINESS ENGLISH: the activity of teaching, especially to small groups of students
UK: به معنی تدریس شدن یک درس در قالب گروه های کوچک و یا به طور خصوصی US: هزینه های پرداخت شده برای کلاس های کم جمعیت یا خصوصی، شهریه ترم
۱. شهریه ۲. تدریس خصوصی Tutor: معلم خصوصی
The money you pay for being taught
Course : دوره Major : رشته Credit : واحد Enroll : ثبت نام کردن Tuition : شهریه Session : جلسه Semester : نیم سال تحصیلی Scholarship : بورسیه تحصیلی Transcript : کارنامه نمرات Freshman : دانشجوی سال اول Sophomore : دانشجوی سال دوم Junior : دانشجوی سال سوم Senior : دانشجوی سال چهارم
Extra tuition آموزشهای اضافه ، بیشتر از دروس معمول