trunk

/ˈtrəŋk//trʌŋk/

معنی: صندوق، بدنه، تنه، شاه سیم، کنده درخت، صندوق عقب، خرطوم فیل، خرطوم بینی انسان، چمدان بزرگ، بدنهستون
معانی دیگر: (درخت) تنه، پوژه، (انسان و جانور) تنه، بالاتنه (بدن منهای سر و دست و پاها)، (حشره) سینه، (عصب یا رگ و غیره) شاخه ی اصلی، (فیل و غیره) خرطوم، (جمع) رجوع شود به: trunk hose، (جمع - به ویژه برای شنا یا مشت بازی) شلوار کوتاه، شورت ورزشی، مخفف: trunk line، بدنه ستون
trunk (hose)
زیر شلواری کوتاه قدیمی که تاوسط ران میرسید

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the main stem of a tree.
مترادف: bole, chest, footlocker, stock
مشابه: box, cane, case, coffer, locker, stalk, stem

(2) تعریف: the body of a human or animal, excluding the head, neck, and limbs; torso.
مترادف: torso
مشابه: body, figure, form, frame, shape

(3) تعریف: a large strong container, often rectangular and usu. lockable, that can be used to pack goods for long-term storage or transit; chest.

(4) تعریف: a large compartment in an automobile, usu. in the rear, for storing items such as luggage, parcels, and tools.

(5) تعریف: the prehensile nasal appendage of the elephant; proboscis.
مترادف: proboscis
مشابه: snout

(6) تعریف: in veins and arteries, rivers, railways, and other branching systems, the main body as distinct from tributaries or branches.
مشابه: aorta, artery, channel, line, main

(7) تعریف: a telephone or telegraph line connecting two central offices or switching devices.

(8) تعریف: a channel, conduit, tube, or chute.
مترادف: channel, conduit
مشابه: chute, course, duct, passage, slide, transport, tube

(9) تعریف: (pl.) a pair of short pants worn in various sports such as track, men's swimming, and boxing.
مشابه: bathing suit, briefs, sportswear, swimsuit, swimwear
صفت ( adjective )
• : تعریف: denoting or pertaining to the main body or line in a branching system, as opposed to the branches.
مشابه: aortal

جمله های نمونه

1. the trunk of this tree is hollow
تنه ی این درخت پوک است.

2. the trunk was padded with velvet
صندوق با مخمل تودوزی شده بود.

3. cloth lined the trunk
درون چمدان بزرگ پارچه پوش شده بود.

4. the diameter of this tree trunk
پراز (قطر) تنه ی این درخت

5. the hollow in the tree's trunk gets bigger each year
پوکی تنه ی درخت هرسال بزرگتر می شود.

6. a vine twines about a tree trunk
یک تاک دور تنه ی درخت می پیچد.

7. green shoots around the old tree trunk
جوانه های سبز اطراف تنه ی درخت کهنسال

8. he looped the wire around the trunk of the tree
سیم را دور تنه ی درخت پیچید.

9. we anchored the wheelchair to the trunk of a tree
صندلی چرخدار را به تنه ی درخت مهار کردیم.

10. he crossed the border by stowing away in the trunk of a car
با پنهان شدن در صندوق عقب اتومبیل از مرز گذشت.

11. He tagged his trunk with his name and address.
[ترجمه ترگمان]صندوقش را با نام و نشانی خود تکان داد
[ترجمه گوگل]او تنه خود را با نام و آدرس خود برچسب گذاری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Rot in the tree trunk caused the tree to fall.
[ترجمه ترگمان]پوسیدگی در تنه درخت باعث سقوط درخت شد
[ترجمه گوگل]چرخش در تنه درخت سبب افتادن درخت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He left his bicycle leaning against a tree trunk .
[ترجمه ترگمان]دوچرخه اش را رها کرد و به تنه درختی تکیه داد
[ترجمه گوگل]او دوچرخه خود را بر تنه درختی تکیه داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It is impossible for me to handle the trunk on my own.
[ترجمه ترگمان]برای من غیر ممکن است که بتوانم با چمدان خودم آن را کنترل کنم
[ترجمه گوگل]برای من غیرممکن است که تنه را به تنهایی اداره کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The biggest branch has grown away from the trunk in a strange twisted shape.
[ترجمه ترگمان]بزرگ ترین شاخه درخت با شکل عجیبی از صندوق جدا شده است
[ترجمه گوگل]بزرگترین شاخه از یک تنه در یک شکل پیچیده عجیب و غریب دور شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. The bark was riven off from the trunk.
[ترجمه ترگمان]پوست درخت از صندوق جدا شده بود
[ترجمه گوگل]پوست از تنه خارج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. The victim's dismemberedbody was found in a trunk.
[ترجمه ترگمان]جسد قربانی در صندوق پیدا شده
[ترجمه گوگل]بدن دفرا قربانی در تنه یافت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. I closed and roped the trunk.
[ترجمه ترگمان]بسته را بستم و از درون چمدان بیرون کشیدم
[ترجمه گوگل]بسته شدم و تنه روبرو کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

صندوق (اسم)
case, bin, fund, box, chest, trunk, coffer, hutch

بدنه (اسم)
shaft, framework, body, trunk, fuselage

تنه (اسم)
stock, bulk, frame, stem, body, trunk, corpus, jostle, push, shove

شاه سیم (اسم)
trunk, cable

کنده درخت (اسم)
trunk, stump

صندوق عقب (اسم)
trunk

خرطوم فیل (اسم)
trunk

خرطوم بینی انسان (اسم)
trunk

چمدان بزرگ (اسم)
trunk

بدنه ستون (اسم)
trunk

تخصصی

[عمران و معماری] تنه
[کامپیوتر] شاه سیم، سیم اصلی
[دندانپزشکی] تنه، بدنه، کنده درخت
[برق و الکترونیک] خط ربط 1. مسیری که اطلاعات از طریق آن در کامپیوتر منتقل می شد .2 . مدار یا کانال تلفنی متصل کننده ی دو مرکز تلفن یا تجهیزات سوییچینگ .
[نساجی] چمدان - خرطوم - لوله
[ریاضیات] بدن، قسمت اصلی، بدنه، تنه

به انگلیسی

• main stem of a tree; human body not including the limbs and head; large box for storage or transport; large storage compartment in automobile; long nasal appendage on an elephant's face; broadband communications line that carries multiple channels
the trunk of a tree is the large main stem from which the branches grow.
your trunk is the central part of your body; a formal use.
an elephant's trunk is its long nose.
a trunk is also a large, strong case or box used for storing things or for taking on a journey.
the trunk of a car is a covered space at the back or front that is used for luggage; used in american english.

پیشنهاد کاربران

یخدان
شرت مایو
صندوق عقب ماشین
خرطوم فیل
صندوق عقب

کره درخت چمدان بزرگ
the main stem of a tree
صندوق عقب
Trunk=back seat
گاو میش افریقایی
جعبه
صندوق عقب
تنه درخت
بینی فیل که هم معنی proboscisهم هست
تنه
بدنه
صندوق عقب ماشین و وسایل نقلیه
بدنه فیل
خرطوم فیل
Trunk:خرطوم فیل یا همان بینی فیل می شود
چمدان بزرگ
خرطوم
خرطوم فیل
تنه درخت

هر دو معنی رو میده
1_ خرطوم فیل
2_تنه ( درخت )
3_صندوق
خرطوم فیل 🐘
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما