truism

/ˈtruːˌɪzəm//ˈtruːɪzəm/

معنی: ابتذال، چیزی که پر واضح است
معانی دیگر: اظهار واضح و مبرهن، بدیهی، بی نیاز به گفتن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a self-evident statement; platitude.
مشابه: platitude

- It's a truism that nothing lasts forever.
[ترجمه ترگمان] این گفته رایجی است که هیچ چیز تا ابد دوام نخواهد داشت
[ترجمه گوگل] این حقیقت است که هیچ چیز برای همیشه باقی نمی ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Orpington seems an example of the truism that nothing succeeds like success.
[ترجمه ترگمان]Orpington نمونه ای از این حقیقت است که هیچ چیز مانند موفقیت موفقیت آمیز نبوده است
[ترجمه گوگل]Orpington به عنوان نمونه ای از قافیه به نظر می رسد که هیچ چیز موفق نمی شود مانند موفقیت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It is an obvious truism that people act in accordance with their motives.
[ترجمه ترگمان]بدیهی است که مردم مطابق با انگیزه های خود عمل می کنند
[ترجمه گوگل]این یک واقعیت آشکار است که مردم مطابق با انگیزه هایشان عمل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. As far as health is concerned, it's a truism that prevention is better than cure.
[ترجمه ترگمان]تا آنجا که به سلامتی مربوط می شود، بدیهی است که پیش گیری بهتر از درمان است
[ترجمه گوگل]تا آنجا که به سلامت مربوط می شود، این حقیقت است که پیشگیری بهتر از درمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The amendment states but a truism that all is retained which has not been surrendered.
[ترجمه ترگمان]این اصلاحیه بیان می کند که همه چیز حفظ شده و تسلیم نشده است
[ترجمه گوگل]این اصلاحیه بیانگر این است که همه چیز حفظ شده است که تسلیم نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Feminism's death in the 1980s is a truism which I doubt.
[ترجمه ترگمان]مرگ فمینیسم در دهه ۱۹۸۰، رایجی است که من در آن شک دارم
[ترجمه گوگل]مرگ فمینیسم در دهه 1980 میلادی است که من شک دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It is a truism of Catholic thinking that grace builds on nature.
[ترجمه ترگمان]این گفته رایجی درباره طرز تفکر کاتولیک است که گریس بر طبیعت استوار است
[ترجمه گوگل]این حقیقت تفکر کاتولیک است که فیض بر طبیعت متکی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. That's my first truism about truth.
[ترجمه ترگمان]اولین عقیده من این است که حقیقت را بگویم
[ترجمه گوگل]این اولین قاعده من در مورد حقیقت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It is a truism that schools exist primarily for the personal development of pupils.
[ترجمه ترگمان]بدیهی است که مدارس اصولا برای توسعه شخصی دانش آموزان وجود دارند
[ترجمه گوگل]این حقیقت است که مدارس در درجه اول برای توسعه شخصی دانش آموزان وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It is a truism that you get what you pay for.
[ترجمه ترگمان]این گفته رایجی است که شما تاوان آن را خواهید داد
[ترجمه گوگل]این درست است که شما چیزی را که برای آن پرداخت می کنید دریافت می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It has become a truism of modern politics that people will never vote to raise their taxes.
[ترجمه ترگمان]واضح است که مردم هرگز برای افزایش مالیات های خود رای نخواهند داد
[ترجمه گوگل]این یک سیاست مدرن است که مردم هرگز برای افزایش مالیات خود رای نمی دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. That they could not seemed a truism.
[ترجمه ترگمان]به نظر نمی رسید که چنین چیزی گفته شود
[ترجمه گوگل]که آنها نمیتوانند به شکلی واقعی برسند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It's become a truism that Sunday's visitors play the prettiest football in the Premiership.
[ترجمه ترگمان]بدیهی است که بازدیدکنندگان یکشنبه زیباترین فوتبال جهان را بازی می کنند
[ترجمه گوگل]این یک حقیقت است که بازدید کنندگان یکشنبه از زیباترین فوتبال در لیگ برتر بازی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. And it's been a truism for eons that extra cash always makes life a little easier.
[ترجمه ترگمان]و این گفته رایجی برای سال ها است که این پول بیشتر زندگی را کمی راحت تر می کند
[ترجمه گوگل]و این برای کسانی است که پول اضافی همیشه زندگی را کمی ساده تر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Now medical researchers are discovering another truism.
[ترجمه ترگمان]اکنون پژوهشگران پزشکی این حقیقت دیگر را کشف کرده اند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر محققان پزشکی در حال کشف یکی دیگر از موادی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. By now it's a truism that we live at a time of almost unparalleled species extinction.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر واضح است که ما در زمانی از انقراض بی نظیر و تقریبا بی نظیر زندگی می کنیم
[ترجمه گوگل]در حال حاضر این حقیقت است که ما در زمان انقراض گونه تقریبا بی نظیر زندگی می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ابتذال (اسم)
triviality, banality, platitude, triteness, truism, pedestrianism

چیزی که پر واضح است (اسم)
truism

به انگلیسی

• obvious fact, self-evident truth
a truism is a statement that is so clearly true and repeated so often that it is boring.

پیشنهاد کاربران

بدیهی، مبرهن
چیز واضح. ابتذال
امر بدیهی، امر مسلم، حقیقت مسلم
مثل روز روشن، پرواضح، بدیهی، مسلم
• Truism is different than factual statements and they are opinions not facts.
• Obvious truth

It is almost considered a truism that luck, good and bad, balances out over time

مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما