trivet

/ˈtrɪvɪt//ˈtrɪvɪt/

معنی: سه پایه، دیگپایه
معانی دیگر: پایه ی کتری
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a short-legged metal or ceramic stand or plate used to hold a hot dish above a table top.

(2) تعریف: a three-legged metal stand, as for holding a pot above a fire.

جمله های نمونه

1. The non-stick grilling trivet makes this easier too.
[ترجمه گوگل]کباب چوبی نچسب این کار را نیز آسان می کند
[ترجمه ترگمان]کباب کردن بدون چوب این کار را آسان تر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There was a new trivet on the counter with a homely saying in wrought-iron curlicue.
[ترجمه گوگل]روی پیشخوان یک زیورآلات جدید با یک ضرب المثل خانگی با فرفورژه وجود داشت
[ترجمه ترگمان]یک trivet جدید روی پیشخوان بود که با یک زبان ساده از آهن ساخته شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. "Right as a trivet now, "said the mechanic as he crawled out from under the car. "I've replaced your silencer.
[ترجمه گوگل]مکانیک در حالی که از زیر ماشین بیرون می‌خزید، گفت: "درست به عنوان یک سنگ شکن "خفه کن شما را عوض کردم
[ترجمه ترگمان]مکانیک در حالی که از زیر ماشین بیرون خزید، مکانیک گفت: \" الان به عنوان یک trivet، من جای شما را گرفتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He went to bed as as a trivet. Shall I run up and look at him?
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک سنگ شکن به رختخواب رفت بیایم و نگاهش کنم؟
[ترجمه ترگمان]مثل a به رختخواب رفت باید برم بالا و بهش نگاه کنم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The ceramic fish trivet is something my grandparents bought when they visited Norway.
[ترجمه گوگل]کاسه ماهی سرامیکی چیزی است که پدربزرگ و مادربزرگم هنگام بازدید از نروژ خریدند
[ترجمه ترگمان]ماهی سرامیک fish چیزی است که پدربزرگ و مادربزرگ من وقتی از نروژ دیدن کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Trivet Lie, Norwegian statesman and first Secretary General of the United Nations from 194to 195 died.
[ترجمه گوگل]تریوت لی، سیاستمدار نروژی و اولین دبیر کل سازمان ملل متحد از سال 194 تا 195 درگذشت
[ترجمه ترگمان]Trivet دروغ، دولتمرد نروژی و اولین دبیر کل سازمان ملل از ۱۹۴ به ۱۹۵ نفر کشته شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The Vision even comes with two baking sheets and an vitreous enamelled roasting tin and trivet.
[ترجمه گوگل]Vision حتی با دو ورقه پخت و یک قلع برشته شده با لعابی شیشه‌ای و کاکائو همراه است
[ترجمه ترگمان]چشم انداز حتی با دو صفحه پخت و یک کرم حکاکی شده که در حال کباب کردن قلع و trivet است، می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I carried the green-bean casserole to the dinner table, placing it on a bamboo trivet.
[ترجمه گوگل]من قابلمه لوبیا سبز را به سمت میز شام بردم و آن را روی یک کاسه بامبو گذاشتم
[ترجمه ترگمان]غذای سبز لوبیا را به میز شام بردم و آن را روی یک چوب بامبو گذاشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Traditional grill cooking is married to efficiency with the easy-clean grill trivet and pan in vitreous enamel.
[ترجمه گوگل]پخت و پز سنتی گریل با بهره وری با مینای شیشه ای و مینای شیشه ای گریل که به راحتی تمیز می شود، تلفیق می شود
[ترجمه ترگمان]کباب پزی سنتی با بازدهی با توری با تمیز کردن آسان trivet و pan در مینای vitreous، ازدواج کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Supplied complete with 4 piece oven liner set, cake tray and enamel meat tin with anti-splash trivet.
[ترجمه گوگل]همراه با ست آستر فر 4 تکه، سینی کیک و قالب گوشت لعابی با تریوت ضد پاشش عرضه می شود
[ترجمه ترگمان]Supplied با تنظیم liner ۴ تکه oven، سینی کیک و حلبی گوشت enamel با trivet anti کامل به پایان رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. After the mechanic replaced the silencer, my car was as right as a trivet.
[ترجمه گوگل]بعد از اینکه مکانیک صدا خفه کن را تعویض کرد، ماشین من درست مثل یک سنگ شکن بود
[ترجمه ترگمان]بعد از اینکه مکانیک جایگزین the شد، ماشین من به اندازه یک trivet درست شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Next, we turned down the Congressman's son and the Governor's -- right as a trivet, I confess it.
[ترجمه گوگل]بعد، ما پسر نماینده کنگره و فرماندار را رد کردیم - من اعتراف می کنم که به عنوان یک چیز بی اهمیت است
[ترجمه ترگمان]دفعه بعد، ما پسر نماینده کنگره و فرماندار رو به عنوان یه trivet از هم جدا کردیم، اعتراف می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Raise the cooking pot by about two inches above the base, using trivet or wire cage, to bring the pot into the proper focus of the cooker.
[ترجمه گوگل]قابلمه پخت و پز را حدود دو اینچ بالاتر از پایه قرار دهید، با استفاده از سنگ ریزه یا قفس سیمی، قابلمه را در فوکوس مناسب اجاق گاز قرار دهید
[ترجمه ترگمان]ظرف پخت را در حدود ۲ اینچ بالاتر از پایه، با استفاده از trivet یا قفس سیمی، برای آوردن قابلمه به مرکز مناسب زودپز بالا ببرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. We have in the past exported all kinds of chopping board, engrain cutting board, salad bowl set, tray, lazy susan, trivet, etc. to Europe.
[ترجمه گوگل]ما در گذشته انواع تخته خردکن، تخته برش حبه ای، ست کاسه سالاد، سینی، سوزان تنبل، تریوت و غیره را به اروپا صادر کرده ایم
[ترجمه ترگمان]ما در گذشته همه انواع تخته خرد شده، تخته برش engrain، bowl سالاد، سینی سالاد، سینی، lazy، trivet و غیره را به اروپا صادر کرده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سه پایه (اسم)
stand, andiron, tripod, easel, trivet, trestle, holder, three-legged table

دیگپایه (اسم)
trivet

به انگلیسی

• three-legged stand or stool, tripod; metal plate with three short legs used to hold a hot dish (used to support hot dishes or pans)

پیشنهاد کاربران

زیر قابلع مه ای چوبی یا فلزی
زیر قابلمه ای
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما