خلاصه خیلی ساده:
Trip over → بیشتر برای گیر کردن پا به چیزی و افتادن ( رایج تر ) .
Trip on → بیشتر برای پا خوردن به چیزی ( کمی رسمی تر یا خاص تر ) .
در انگلیسی روزمره، خیلی ها این دو را interchangeable ( قابل تعویض ) استفاده می کنند، اما trip over طبیعی تر و پرکاربردتر است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال ها:
I tripped over the carpet and almost fell.
به فرش گیر کردم و نزدیک بود بیفتم.
She tripped over her own feet while running.
موقع دویدن به پاهای خودش گیر کرد.
He tripped on a loose paving stone.
به سنگفرش شل پاش خورد.
Be careful not to trip on the wires.
مراقب باش به سیم ها نخوری.
Trip over → بیشتر برای گیر کردن پا به چیزی و افتادن ( رایج تر ) .
Trip on → بیشتر برای پا خوردن به چیزی ( کمی رسمی تر یا خاص تر ) .
در انگلیسی روزمره، خیلی ها این دو را interchangeable ( قابل تعویض ) استفاده می کنند، اما trip over طبیعی تر و پرکاربردتر است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال ها:
به فرش گیر کردم و نزدیک بود بیفتم.
موقع دویدن به پاهای خودش گیر کرد.
به سنگفرش شل پاش خورد.
مراقب باش به سیم ها نخوری.
تفاوت trip over و trip on:
The man tripped over the toy on the floor or The man tripped on his way across the room. There is a difference as Lexiphile said: the first is saying what caused the trip ( the toys in this case ) , while the second says where or when it happened ( while crossing the room ) . You choose which to use by what you are describing, the cause or where/when
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
گیر کردن پا به مانع و زمین خوردن
سکندری خوردن
سکندری خوردن
اگر دارید راه می روید و پای تان به چیزی trip over کند، یعنی به آن گیر می کند و احتمالاً می افتید زمین یا مثلاً باعث می شود ناگهان سکندری بخورید و تعادل تان را از دست بدهید.
اگر مفید بود لطفاً لایک بفرمایید. متشکرم.
اگر مفید بود لطفاً لایک بفرمایید. متشکرم.
به لکنت افتادن
با هل دادن وتنه زدن به دیگران سعی کنید مقداری فضا برای خود درست کنید تا کاری که مد نظر دارید انجام دهید. . . . در تلاش برا توضیح دادن موضوع به لکنت زبان دچار شدن
به هر دری زدن
خود را به آب و آتش زدن
هر کاری را کردن
در مورد چیزی به اشتباه/به تردید افتادن
تپق زدن
به معنای خیلی مشتاق ( برای انجام کاری )
اشتیاقی همراه با عجله خیلی زیاد
سر خردن سکندری, خوردن
گیر کردن پا به چیزی
گیر کردن
سکندری خوردن
گیر کردن در سخنرانی، تپق زدن
گیر کردن پا به چیزی و افتادن یا سکندری خوردن
گیر کردن پا به چیزی و زمین خوردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)