tricky place

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
تفاوت این ترکیب با Difficult Situation، Dilemma، و Predicament:
• Difficult Situation به معنای وضعیت دشوار است و عام ترین و خنثی ترین گزینه است؛ بدون تصویر پیچیدگی و دردسر که در tricky نهفته است.
...
[مشاهده متن کامل]

• Dilemma به معنای دوراهی است و بر انتخاب بین دو گزینه ی نامطلوب تأکید دارد؛ در حالی که tricky place لزوماً دوراهی نیست و می تواند وضعیتی مبهم و پر از چالش باشد.
• Predicament به معنای مخمصه و تنگنا است و رسمی تر و ادبی تر از tricky place است؛ بر وضعیتی دشوار و اغلب تحقیرآمیز تأکید دارد.
• Tricky place اما ترکیبی از پیچیدگی، دشواری، و عدم اطمینان را می رساند و به همین دلیل در بافت های تحلیلی و خبری برای توصیف موقعیت های حساس و پرچالش بسیار رایج است — یعنی وضعیتی که نه کاملاً بن بست است و نه ساده، بلکه پر از پیچیدگی و خطر است.

🔸 معادل فارسی:
• وضعیت دشوار / موقعیت پیچیده
• تنگنا / مخمصه
• وضعیت بغرنج / جای سخت
• موقعیت حساس و پرچالش
🔸 مثال ها:
• Saudi Arabia has been left in a tricky place amid a lack of allies.
...
[مشاهده متن کامل]

عربستان سعودی در میان کمبود متحدان، در وضعیت دشواری گرفتار شده است.
• The company is in a tricky place after losing its biggest client.
شرکت پس از از دست دادن بزرگ ترین مشتری اش، در موقعیت پیچیده ای قرار گرفته است.
• He found himself in a tricky place, unable to please either side.
او خودش را در تنگنایی یافت که نمی توانست هیچ کدام از دو طرف را راضی کند.