transit duty


حقی که بابت عبور کالایی ازکشوری گرفته میشود، حق تراتزیت

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• عوارض عبوری / عوارض ترانزیتی
• مالیات بر کالاهای عبوری ( که در کشور مقصد مصرف نمی شوند )
• هزینه ای که یک کشور بر کالاهای در حال عبور از خاک خود وضع می کند
🔸 مثال ها:
• "The country imposed a transit duty on goods passing through its territory. "
...
[مشاهده متن کامل]

این کشور بر کالاهای عبوری از خاک خود عوارض ترانزیتی وضع کرد.
• "Transit duties were common in the 19th century but are rarely used today. "
عوارض عبوری در قرن نوزدهم رایج بودند، اما امروزه به ندرت استفاده می شوند.
• "Modern trade agreements often eliminate transit duties to facilitate trade. "
موافقت نامه های تجاری مدرن اغلب عوارض عبوری را برای تسهیل تجارت حذف می کنند.