فرا تشخیصی
تفاوت و نکات مهم
• Transdiagnostic به ویژگی ها، فرایندها یا عوامل روان شناختی اشاره دارد که در چندین اختلال روانی مختلف مشترک هستند.
• این اصطلاح بیشتر در روان شناسی و روان پزشکی برای توضیح فرایندهایی استفاده می شود که محدود به یک تشخیص خاص نیستند.
... [مشاهده متن کامل]
• مهم ترین ویژگی آن تمرکز بر سازوکارهای مشترک میان اختلالات مختلف، به جای تمرکز صرف بر ویژگی های یک اختلال خاص است.
• برای مثال، emotional dysregulation، rumination، negative affect و avoidance می توانند در چندین اختلال روانی مانند depression، anxiety disorders و بعضی اختلالات دیگر دیده شوند.
• یک عامل transdiagnostic ممکن است در ایجاد، تداوم یا تشدید چندین مشکل روان شناختی نقش داشته باشد.
• رویکرد transdiagnostic در پژوهش و درمان می تواند به شناسایی فرایندهای مشترک میان اختلالات مختلف کمک کند.
• برای مثال، به جای طراحی یک درمان کاملاً جداگانه برای هر اختلال، می توان یک فرایند مشترک مانند emotion dysregulation را هدف قرار داد.
• Transdiagnostic به معنی داشتن چند تشخیص به طور همزمان نیست؛ بلکه به فرایند یا عاملی اشاره دارد که در میان چند اختلال مختلف مشترک است.
• با Diagnostic تفاوت دارد. Diagnostic به فرایند یا معیارهای مربوط به شناسایی و طبقه بندی یک اختلال مشخص اشاره دارد، در حالی که Transdiagnostic فراتر از یک تشخیص خاص عمل می کند.
• با Comorbidity نیز تفاوت دارد. Comorbidity به وجود همزمان دو یا چند اختلال در یک فرد اشاره دارد، در حالی که Transdiagnostic به عوامل یا فرایندهای مشترک میان اختلالات مختلف اشاره می کند.

تفاوت و نکات مهم
• Transdiagnostic به ویژگی ها، فرایندها یا عوامل روان شناختی اشاره دارد که در چندین اختلال روانی مختلف مشترک هستند.
• این اصطلاح بیشتر در روان شناسی و روان پزشکی برای توضیح فرایندهایی استفاده می شود که محدود به یک تشخیص خاص نیستند.
... [مشاهده متن کامل]
• مهم ترین ویژگی آن تمرکز بر سازوکارهای مشترک میان اختلالات مختلف، به جای تمرکز صرف بر ویژگی های یک اختلال خاص است.
• برای مثال، emotional dysregulation، rumination، negative affect و avoidance می توانند در چندین اختلال روانی مانند depression، anxiety disorders و بعضی اختلالات دیگر دیده شوند.
• یک عامل transdiagnostic ممکن است در ایجاد، تداوم یا تشدید چندین مشکل روان شناختی نقش داشته باشد.
• رویکرد transdiagnostic در پژوهش و درمان می تواند به شناسایی فرایندهای مشترک میان اختلالات مختلف کمک کند.
• برای مثال، به جای طراحی یک درمان کاملاً جداگانه برای هر اختلال، می توان یک فرایند مشترک مانند emotion dysregulation را هدف قرار داد.
• Transdiagnostic به معنی داشتن چند تشخیص به طور همزمان نیست؛ بلکه به فرایند یا عاملی اشاره دارد که در میان چند اختلال مختلف مشترک است.
• با Diagnostic تفاوت دارد. Diagnostic به فرایند یا معیارهای مربوط به شناسایی و طبقه بندی یک اختلال مشخص اشاره دارد، در حالی که Transdiagnostic فراتر از یک تشخیص خاص عمل می کند.
• با Comorbidity نیز تفاوت دارد. Comorbidity به وجود همزمان دو یا چند اختلال در یک فرد اشاره دارد، در حالی که Transdiagnostic به عوامل یا فرایندهای مشترک میان اختلالات مختلف اشاره می کند.

میان تشخیصی
تشخیص
تشخیص
روانشناسی: بین تشخیصی
( پزشکی ) فراتشخیصی