🔸 معادل فارسی:
• راه افتادن و رفتن / ولگردی کنان رفتن
• با خستگی و بی حوصلگی راهی شدن / این ور و آن ور رفتن
• پرسه زنان دور شدن / آواره وار رفتن
• بی هدف و خسته راه افتادن و رفتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• They traipsed off across Europe without a care.
آن ها بی دغدغه، ولگردی کنان راهی سفرهای اروپا شدند.
• He traipsed off to the shops in the rain.
او زیر باران، با خستگی راهی مغازه ها شد.
• The kids traipsed off to school reluctantly.
بچه ها با اکراه راهی مدرسه شدند.
• راه افتادن و رفتن / ولگردی کنان رفتن
• با خستگی و بی حوصلگی راهی شدن / این ور و آن ور رفتن
• پرسه زنان دور شدن / آواره وار رفتن
• بی هدف و خسته راه افتادن و رفتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
آن ها بی دغدغه، ولگردی کنان راهی سفرهای اروپا شدند.
او زیر باران، با خستگی راهی مغازه ها شد.
بچه ها با اکراه راهی مدرسه شدند.