🔸 معادل فارسی:
• چشم آموزش دیده / چشم ورزیده
• نگاه کارشناسانه / چشم متخصص
• چشم حرفه ای / دید تخصصی
• ( در بافت هنری ) چشم سنجیده / نگاه اهل فن
🔸 مثال ها:
• To the trained eye, the painting is clearly a forgery.
... [مشاهده متن کامل]
برای یک چشم آموزش دیده، آن نقاشی آشکارا جعلی است.
• Only a trained eye could spot the subtle differences between the two specimens.
فقط یک چشم حرفه ای می توانست تفاوت های ظریف آن دو نمونه را تشخیص دهد.
• The architect's trained eye immediately caught the structural flaw.
چشم کارشناسانه ی آن معمار بلافاصله آن نقص ساختاری را گرفت.
• چشم آموزش دیده / چشم ورزیده
• نگاه کارشناسانه / چشم متخصص
• چشم حرفه ای / دید تخصصی
• ( در بافت هنری ) چشم سنجیده / نگاه اهل فن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
برای یک چشم آموزش دیده، آن نقاشی آشکارا جعلی است.
فقط یک چشم حرفه ای می توانست تفاوت های ظریف آن دو نمونه را تشخیص دهد.
چشم کارشناسانه ی آن معمار بلافاصله آن نقص ساختاری را گرفت.
اصطلاحا به ناظری که درباره موضوع مورد بحث اطلاعات کافی دارد یا کسی که اشراف بر موضوع دارد.