trailing aside

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به طورِ حاشیه ای / به عنوانِ نکته ی کناری
• در کنارِ موضوعِ اصلی / به عنوانِ توضیحِ تکمیلی
• به صورتِ غیراصلی و فرعی
🔸 مثال ها:
• "The professor explained the theory in detail, and, trailing aside, mentioned a related study from 2019. "
...
[مشاهده متن کامل]

استاد نظریه را به طورِ کامل توضیح داد و به عنوانِ نکته ی حاشیه ای، به مطالعه ای مرتبط از سال ۲۰۱۹ اشاره کرد.
• "Trailing aside, it's worth noting that this approach has some limitations in practice. "
به عنوانِ توضیحِ تکمیلی، شایانِ ذکر است که این رویکرد در عمل محدودیت هایی دارد.
• "The report focused on economic factors, with a trailing aside about possible social implications. "
گزارش بر عواملِ اقتصادی متمرکز بود و در حاشیه، اشاره ای کوتاه به پیامدهایِ اجتماعیِ احتمالی داشت.