🔸 معادل فارسی:
• حملات ( یا ضربات ) را با یکدیگر رد و بدل کردن
• حملات متقابل انجام دادن، تبادل آتش کردن
• یکی پس از دیگری حمله کردن ( طرفین به هم )
• دست به حمله تلافی جویانه زدن
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
"The two armies traded strikes across the border for three days before the ceasefire. "
دو ارتش به مدت سه روز پیش از آتش بس، در مرز به هم حمله های متقابل کردند.
"Israel and Hezbollah traded strikes overnight, raising fears of a wider conflict. "
اسرائیل و حزب الله تمام شب به حملات متقابل دست زدند و ترس از گسترش درگیری را افزایش دادند.
"The rivals traded strikes, each side targeting the other's strategic positions. "
دو طرفِ رقیب یکی پس از دیگری حمله می کردند و هرکدام مواضع استراتژیک دیگری را هدف قرار می داد.
• حملات ( یا ضربات ) را با یکدیگر رد و بدل کردن
• حملات متقابل انجام دادن، تبادل آتش کردن
• یکی پس از دیگری حمله کردن ( طرفین به هم )
• دست به حمله تلافی جویانه زدن
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
دو ارتش به مدت سه روز پیش از آتش بس، در مرز به هم حمله های متقابل کردند.
اسرائیل و حزب الله تمام شب به حملات متقابل دست زدند و ترس از گسترش درگیری را افزایش دادند.
دو طرفِ رقیب یکی پس از دیگری حمله می کردند و هرکدام مواضع استراتژیک دیگری را هدف قرار می داد.