tracking data

پیشنهاد کاربران

معادل فارسی:
• داده های ردیابی / اطلاعات پایش شده
• ( در این بافت ) آمار و ارقام جمع آوری شده برای نظارت بر یک پدیده ( مانند جرایم ناشی از نفرت )
• اطلاعات مستند و قابل استناد که روندها را نشان می دهند
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
According to tracking data, antisemitic incidents have risen by 30% this year.
بر اساس داده های ردیابی، حوادث یهودستیزانه امسال ۳۰ درصد افزایش یافته است.
The CST's tracking data shows that online hate speech is the most common form of abuse.
داده های ردیابی CST نشان می دهد که سخنان نفرت آمیز آنلاین، رایج ترین شکل آزار است.
The announcement cited tracking data from the past five years.
این اعلامیه به داده های ردیابی پنج سال گذشته استناد کرده است.
Tracking data reveals a significant rise in religiously motivated crimes.
داده های ردیابی افزایش قابل توجهی در جرایم با انگیزه ی مذهبی را نشان می دهد.