town pump

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• زن هرزه، فاحشه ( عامیانه و تحقیرآمیز )
• زن بی بندوبار ( در معنای جنسی )
• مرکز تجمع مردم، محل تبادل شایعات ( معنای اصلی و بی خطر )
🔸 مثال ها
"In the novel, the town pump symbolizes the flow of gossip and information. "
...
[مشاهده متن کامل]

در رمان، town pump نماد جریان شایعات و اطلاعات است.
"The rumors unfairly labeled her as the town pump, destroying her reputation. "
شایعات به طور ناعادلانه به او برچسب فاحشه شهر زدند و آبرویش را بردند.