tour of horizon

پیشنهاد کاربران

🔹 معادل فارسی
• نگاه گسترده به آینده
• چشم انداز وسیع
مثال:
His speech was a tour of horizon, exploring new possibilities.
سخنرانی او سفری به افق ها/نگاه گسترده به آینده بود، در حال کشف امکانات تازه.