🔸 تعریف ها
1. ( روان شناسی – اصلی ) : رویکردی در روابط ( والدین، مربیان، دوستان ) که در آن فرد برای کمک به دیگری، محدودیت ها و سخت گیری هایی اعمال می کند—حتی اگر در لحظه سخت یا ناخوشایند باشد.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: Parents often use tough love to help their children overcome bad habits.
والدین اغلب برای کمک به فرزندانشان در غلبه بر عادات بد از محبت سخت استفاده می کنند
2. ( اجتماعی – عمومی ) : تصمیمی که از روی دلسوزی گرفته می شود اما شامل سخت گیری یا محرومیت است تا فرد مسئولیت پذیر شود.
مثال: The coach showed tough love by benching the star player until he improved his attitude.
مربی با نشاندن بازیکن ستاره روی نیمکت تا اصلاح رفتار، محبت سخت نشان داد.
🔸 مترادف ها
strict compassion – firm guidance – loving discipline – constructive harshness
🔸 مثال ها
Sometimes tough love is necessary to break destructive patterns.
گاهی محبت سخت لازم است تا الگوهای مخرب شکسته شوند
Her tough love approach helped the team stay disciplined.
رویکرد سخت گیرانه ی دلسوزانه ی او باعث شد تیم منضبط بماند
He practiced tough love by refusing to enable his friend’s addiction.
او با خودداری از حمایت از اعتیاد دوستش، محبت سخت نشان داد
1. ( روان شناسی – اصلی ) : رویکردی در روابط ( والدین، مربیان، دوستان ) که در آن فرد برای کمک به دیگری، محدودیت ها و سخت گیری هایی اعمال می کند—حتی اگر در لحظه سخت یا ناخوشایند باشد.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: Parents often use tough love to help their children overcome bad habits.
والدین اغلب برای کمک به فرزندانشان در غلبه بر عادات بد از محبت سخت استفاده می کنند
2. ( اجتماعی – عمومی ) : تصمیمی که از روی دلسوزی گرفته می شود اما شامل سخت گیری یا محرومیت است تا فرد مسئولیت پذیر شود.
مثال: The coach showed tough love by benching the star player until he improved his attitude.
مربی با نشاندن بازیکن ستاره روی نیمکت تا اصلاح رفتار، محبت سخت نشان داد.
🔸 مترادف ها
🔸 مثال ها
گاهی محبت سخت لازم است تا الگوهای مخرب شکسته شوند
رویکرد سخت گیرانه ی دلسوزانه ی او باعث شد تیم منضبط بماند
او با خودداری از حمایت از اعتیاد دوستش، محبت سخت نشان داد
سخت گیری خیرخواهانه
سخت گیری دوستانه
نشان دادن اینکه کسی برایتان مهم است با ایجاد محدودیت های سخت برای او.
جور استاد
( سعدی: جورِ استاد به ز مهرِ پدر )
چوبِ مربی یا معلم
تلنگرِ سخت
تنبیهِ مشفقانه
سیلیِ بیدارگر
( سعدی: جورِ استاد به ز مهرِ پدر )
چوبِ مربی یا معلم
تلنگرِ سخت
تنبیهِ مشفقانه
سیلیِ بیدارگر
عشق و محبت قاطعانه نه دلسوزانه
عشق سر سخت هم معنی میده
توپ وتشر
tough love ( اعتیاد )
واژه مصوب: سخت گیری مشفقانه
تعریف: برخورد جدی و سرسختانۀ اطرافیان فرد معتاد که ازروی محبت و دلسوزی است و هدف از آن ایجاد مسئولیت پذیری و توانایی حل مشکلات در فرد است
واژه مصوب: سخت گیری مشفقانه
تعریف: برخورد جدی و سرسختانۀ اطرافیان فرد معتاد که ازروی محبت و دلسوزی است و هدف از آن ایجاد مسئولیت پذیری و توانایی حل مشکلات در فرد است
سختگیری از روی خیرخواهی
سختگیری عاشقانه
پرهیز از محبت و ابراز ترحم ( با هدف کمک به فرد دچار مشکل تا بتواند مشکل خود را حل نماید )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)