مثال
The previous manager was amazing — she was a tough act to follow.
مدیر قبلی عالی بود — او الگوی سختی برای پیروی بود.
That concert was incredible; the next band will be a tough act to follow.
... [مشاهده متن کامل]
آن کنسرت فوق العاده بود؛ گروه بعدی کار سختی برای رقابت دارد.
His first novel was a bestseller, so his second book was a tough act to follow.
رمان اولش پرفروش بود، پس کتاب دومش الگوی سختی برای تکرار داشت.
مدیر قبلی عالی بود — او الگوی سختی برای پیروی بود.
... [مشاهده متن کامل]
آن کنسرت فوق العاده بود؛ گروه بعدی کار سختی برای رقابت دارد.
رمان اولش پرفروش بود، پس کتاب دومش الگوی سختی برای تکرار داشت.
انقد خوبه که چیزی رو دستش نمیاد.
The movie was a tough act to follow