too rosy

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• بیش از حد خوش بینانه / خوش بینانه ی اغراق آمیز
• ( در کاربرد خبری و تحلیلی ) ارزیابی های خوش بینانه ای که با واقعیت همخوانی ندارد
• ( در کاربرد روزمره ) نگاهی که جنبه های منفی را نادیده می گیرد
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
The general warned against too - rosy assessments of the enemy's weakness.
ژنرال نسبت به ارزیابی های بیش از حد خوش بینانه از ضعف دشمن هشدار داد.
Too - rosy economic forecasts often lead to poor policy decisions.
پیش بینی های اقتصادی بیش از حد خوش بینانه اغلب به تصمیمات ضعیف سیاستی منجر می شوند.
The report gave a too - rosy picture of the situation on the ground.
این گزارش تصویری بیش از حد خوش بینانه از وضعیت میدان ارائه داد.