too much on my plate

پیشنهاد کاربران

اصطلاح a lot on my plate را ممکن است به شکل های زیر هم ببینید:
too much on my plate
enough on my plate
so much on my plate
هر سه معنای یکسانی دارند.
معانی و کاربرد:
داشتن کارها و وظایف متعدد برای انجام دادن در یک زمان
...
[مشاهده متن کامل]

احساس خستگی و کلافه شدن از داشتن کارهای زیاد برای انجام دادن به طور هم زمان
اتفاقات زیادی که در زندگی شما به طور هم زمان رخ می دهد.

بسیار مشغول بودن، خیلی درگیر بودن، کار داشتن، مشکلات و کارهای زیادی برای رسیدگی داشتن
To be too busy.
To have too many things to deal with or a lot of things to worry about
With three kids and a full - time job, she’s got too much on her plate already
...
[مشاهده متن کامل]

I'll do the printing, Sally has too much on her plate right now to take it on.

too much on my plate

بپرس