حرکت کردن، رفتن، یا رانندگی کردن با سرعت و شوق به سمت مکانی
مثال ها:
۱. Let's tonk on down to the beach before the sun sets.
بیایید قبل از غروب آفتاب به سمت ساحل برویم.
۲. We decided to tonk on down to the city center for some shopping.
... [مشاهده متن کامل]
ما تصمیم گرفتیم برای خرید به مرکز شهر برویم.
۳. The bus tonked on down the highway at full speed.
اتوبوس با سرعت کامل در بزرگراه حرکت می کرد.
مثال ها:
بیایید قبل از غروب آفتاب به سمت ساحل برویم.
... [مشاهده متن کامل]
ما تصمیم گرفتیم برای خرید به مرکز شهر برویم.
اتوبوس با سرعت کامل در بزرگراه حرکت می کرد.