tombstone

/ˈtuːmˌstoʊn//ˈtuːmstəʊn/

معنی: سنگ قبر
معانی دیگر: سنگ قبر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a usu. engraved stone marker for a tomb or grave; gravestone.

جمله های نمونه

1. his dates were engraved on his tombstone
تاریخ زاد و مرگش را روی سنگ قبرش کنده بودند.

2. his name was engraved on the tombstone
نام او بر سنگ گور حک شده بود.

3. I saw a tombstone bearing the date 160
[ترجمه ترگمان]یک سنگ قبر را دیدم که روی آن ۱۶۰ قرار داشت
[ترجمه گوگل]من شاهد یک سنگ قبر با تاریخ 160 بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A tombstone is erected in memory of whoever it commemorates.
[ترجمه ترگمان]یک سنگ قبر در خاطره هر کسی که یادبود دارد درست شده است
[ترجمه گوگل]سنگ قبر در حافظه کسانی که به یاد میآورند احداث شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The writing on the tombstone was barely visible.
[ترجمه ترگمان]نوشتن روی سنگ قبر به زحمت دیده می شد
[ترجمه گوگل]نوشتن بر روی سنگ قبر به سختی قابل مشاهده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They asked about the tombstone, the public announcement that would appear in the financial press at the end of the deal.
[ترجمه ترگمان]آن ها از سنگ قبر سوال کردند، اعلان عمومی که در پایان معامله در مطبوعات مالی ظاهر خواهد شد
[ترجمه گوگل]آنها در مورد سنگ قبر، اعلامیه عمومی که در پایان مطبوعات در مطبوعات مالی ظاهر می شود، پرسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. One must have served as a recumbent tombstone, since it has a slot at one end to hold a vertical cross.
[ترجمه ترگمان]یکی از آن ها باید به عنوان سنگ قبر خوابیده عمل کرده باشد، چون یک شکاف در یک طرف دارد تا یک صلیب عمودی نگه دارد
[ترجمه گوگل]باید به عنوان یک سنگ قبر خیمه بکار برده شود، زیرا در یک طرف یک شکاف وجود دارد تا صلیب عمودی نگه داشته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. But it had better be Tombstone and not one of those shrink-wrapped numbers from the deli department.
[ترجمه ترگمان] ولی بهتر بود که \"tombstone\" باشه و نه یکی از اون numbers که تو بخش \"اغذیه فروشی\" - ه
[ترجمه گوگل]اما بهتر بود که تندیس باشد و نه یکی از این شماره های پیچیده پیچیده از اداره تسهیلات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Corral gunfight in Tombstone, Arizona, lasted a minute, and has lived in legend since 188
[ترجمه ترگمان]Corral gunfight در Tombstone آریزونا یک دقیقه به طول انجامید و از سال ۱۸۸ تا کنون در افسانه بوده است
[ترجمه گوگل]جنگجوی Corral در Tombstone، آریزونا، یک دقیقه طول کشید و از سال 188 در افسانه زندگی کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Tombstone is loaded with Old West history.
[ترجمه ترگمان]Tombstone با تاریخچه قدیمی غرب پر شده است
[ترجمه گوگل]Tombstone با تاریخ قدیمی غرب بارگذاری شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Far from a tombstone for a dead movement, it is a signpost to the future.
[ترجمه ترگمان]از سنگ قبر تا یک حرکت مرده است، این نشانه آینده است
[ترجمه گوگل]این یک نشانه برای آینده است و از یک سنگ قبر برای جنبش مرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He and Koester first saw Tombstone on Christmas vacation in 198
[ترجمه ترگمان]او و Koester اولین بار Tombstone را در تعطیلات کریسمس سال ۱۹۸ دیدند
[ترجمه گوگل]او و کوستر نخستین سالگرد تولد را در تعطیلات کریسمس دیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. His name is misspelled on the tombstone.
[ترجمه ترگمان] اسمش روی سنگ قبر نیست
[ترجمه گوگل]نام او نامناسب بر روی سنگ قبر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. A good viewpoint is the cemetery where a tombstone, above a jagged cliff, bears the name of Miss Turner.
[ترجمه ترگمان]فکر خوبی است، گورستان، جایی که سنگ قبر بر فراز صخره ناهموار، نام دوشیزه ترنر را بر عهده دارد
[ترجمه گوگل]یک دیدگاه خوب، گورستان است که در آن یک سنگ قبر بیش از صخره های ناهموار، نام خانم ترنر نام دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سنگ قبر (اسم)
cairn, tombstone, gravestone, headstone, ledger stone

به انگلیسی

• monument that marks a grave site
a tombstone is a large, flat piece of stone on someone's grave, with their name written on it.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیسنگ قبرمعانی متفرقهسنگ قبربررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a usu. engraved stone marker for a tomb or grave; gravestone.جمله های نمونه1. his dates were engraved on his tombstone تاریخ زاد و مرگش را روی سنگ قبرش کنده بودند. 2. his ...مترادفسنگ قبر (اسم) cairn, tombstone, gravestone, headstone, ledger stoneانگلیسی به انگلیسیmonument that marks a grave site a tombstone is a large, flat piece of stone on someone's grave, wit ...
معنی tombstone، مفهوم tombstone، تعریف tombstone، معرفی tombstone، tombstone چیست، tombstone یعنی چی، tombstone یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف t، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف t، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف t، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف t
کلمه بعدی: tombstone consecration
اشتباه تایپی: فخئذسفخدث
آوا: /تمبستن/
عکس tombstone : در گوگل
معنی tombstone

پیشنهاد کاربران

حسابداری و مالی: لوح تامین وام؛ اصطلاح مالی است و به آگهی ای گفته می شود که نام بانک ها و موسساتی که در تامین مالی یک وام مشترک سهیم هستند در آن درج شده است. در این آگهی نام وام گیرنده نیز مشخص شده و هدف از انتشار آن آگاهی عموم از طرحی است که تحت وام مزبور به اجرا در می آید.
سنگ آرامگاه ، سنگ مزار
سنگ گور
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما