tod

/ˈtɑːd//ˈtɑːd/

معنی: شاخ و برگ، سحلب، واحد قدیمی وزن
معانی دیگر: (سابقا - انگلیس - معیار سنجش وزن پشم برابر با حدود 28 پوند) تاد، (اسکاتلند) روباه، بوته، شا  وبرگ

جمله های نمونه

1. Tod shook his head angrily and slung the coil of rope over his shoulder.
[ترجمه گوگل]تاد با عصبانیت سرش را تکان داد و سیم پیچ طناب را روی شانه اش انداخت
[ترجمه ترگمان]Tod با عصبانیت سرش را تکان داد و طناب را روی شانه او انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I spent the evening on my tod again.
[ترجمه گوگل]دوباره شب را روی بچه ام گذراندم
[ترجمه ترگمان]ان شب را دوباره با تاد گذراندم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Are you on your tod tonight - where's your missus?
[ترجمه گوگل]آیا امشب شما امروز هستید - خانم شما کجاست؟
[ترجمه ترگمان]امشب در خانه تاد هستی - زنت کجاست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Tod really did a number on the old house. I don't envy the new tenants.
[ترجمه گوگل]تاد واقعاً یک شماره در خانه قدیمی انجام داد من به مستاجران جدید حسادت نمی کنم
[ترجمه ترگمان] Tod \"واقعا یه شماره رو تو خونه قدیمی انجام داده\" من به مستاجر جدید غبطه نمی خورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Tod looked really sharp in his tux.
[ترجمه گوگل]تاد در لباسش واقعا تیزبین به نظر می رسید
[ترجمه ترگمان]Tod در لباس رسمی او خیلی تیز به نظر می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Tod, I wanted to say: don't do this.
[ترجمه گوگل]تاد، می خواستم بگویم: این کار را نکن
[ترجمه ترگمان]می خواستم بگویم: این کار را نکن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Tod is a big depositor in the bank where fear is kept.
[ترجمه گوگل]تاد یک سپرده گذار بزرگ در بانکی است که ترس در آن نگهداری می شود
[ترجمه ترگمان]مرگ والنشتاین یک depositor بزرگ در بانک است که در آن ترس نگهداری می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It turns out, too, that Tod has a black chest with photographs of women in it.
[ترجمه گوگل]همچنین معلوم می شود که تاد یک سینه سیاه دارد که عکس های زنان در آن است
[ترجمه ترگمان]هم چنین معلوم می شود که مرگ والنشتاین، سینه سیاه با عکس هایی از زنان در آن دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I can't understand why Tod doesn't show more gratitude for the improvement.
[ترجمه گوگل]من نمی توانم درک کنم که چرا تاد برای پیشرفت بیشتر سپاسگزاری نمی کند
[ترجمه ترگمان]من نمی فهمم که چرا Tod نسبت به پیشرفت بیشتر نشان نمی دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Tod has a sensing mechanism which guides his responses to all identifiable subspecies.
[ترجمه گوگل]تاد مکانیزم حسی دارد که پاسخ های او را به همه زیرگونه های قابل شناسایی هدایت می کند
[ترجمه ترگمان]مرگ والنشتاین، مکانیزم حسگری دارد که واکنش های خود را به همه زیر subspecies قابل شناسایی هدایت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Tod works on low wattage at the best of times.
[ترجمه گوگل]تاد در بهترین زمان با وات کم کار می کند
[ترجمه ترگمان]در بهترین اوقات مرگ Tod در سطح پایینی کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She wrenched off her coat while Tod trudged on up, and she came pounding after him.
[ترجمه گوگل]او کتش را درآورد در حالی که تاد به شدت بالا می‌رفت و او به دنبال او کوبید
[ترجمه ترگمان]کتش را بیرون کشید و با زحمت از جایش بلند شد و به طرف او به راه افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Tod wears the red armband too, along with everybody else.
[ترجمه گوگل]تاد بازوبند قرمز را هم به همراه بقیه می بندد
[ترجمه ترگمان]Tod قرمز را نیز همراه با هر کس دیگری می پوشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Not in the violence, Tod tells me.
[ترجمه گوگل]تاد به من می گوید نه در خشونت
[ترجمه ترگمان]والنشتاین به من می گوید: در این خشونت نه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Don't get them wrong: Tod has his good points.
[ترجمه گوگل]آنها را اشتباه نگیرید: تاد نکات مثبت خود را دارد
[ترجمه ترگمان]اشتباه برداشت نکنید؛ Tod امتیاز خوبی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

شاخ و برگ (اسم)
bush, foliage, herbage, tod

سحلب (اسم)
tod, fox, vixen, salep, saloop

واحد قدیمی وزن (اسم)
tod

انگلیسی به انگلیسی

• if you are on your tod, you are alone; an informal expression.

پیشنهاد کاربران

Tod ( با تلفظ تَود به زبان آلمانی به معنای مرگ و پایان زندگی و معادل death در زبان انگلیسی ) در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود در ردیف حروف الفبای لاتین حامل تصویر عددی؛ 4 15 20 میباشد، با توضیح کوتاه و فشرده به شرح زیر: عدد 20 برابر است با دو تا ده و در کنار هم بصورت زوج عددی 1010، یکی برای جنسیت موئنث و دیگری مذکر و حاصل عمل جمع عددی دو عدد 4 15 مساوی با 19 با تلفظ نُه و یک یا یک و نُه مساوی با 10 و حاصل جمع رقمی آن دو عدد برابر با 10 و در کنار هم بصورت زوج عددی 1010. دو عدد 4 15 را هم میتوان بصورت زوج عددی 55 در کنار هم نوشت. یک و چهار از یک جنسیت اند و پنج از جنسیت مقابل ( مرد یا زن ؛ شاه یا ملکه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی یا آسمانی، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه برای هرکدام از زنان و مردان دنیوی ( از نوزاد و کودک و نوجوان گرفته تا پیرمرد و پیره زن صد ساله و کهن سالتر و یا سال دیده تر ) . حرف t در این واژه همیشه بصورتT، یعنی بزرگ نوشته میشود، چون اسم است و tot با تلفظ تَوت ( معادل dead در زبان انگلیسی ) به معنای مرده، چون صفت است. ریشه ی کلمه ی Tod در زبان آلمانی بطور کامل روشن نیست. واژه ی tot با ترکیب حروفی - عددی به شکل؛ 20 او 20 و یا 20 وَ 20 مساوی با 40.
...
[مشاهده متن کامل]

واژه ی انگلیسی death بصورت تفکیکی؛ dea th ، با توضیح کوتاه و فشرده به شرح زیر: سه حرف dea در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود در ردیف حروف الفبای لاتین حامل تصویر عددی؛ 1 5 4 میباشند، با جمع عددی و رقمی مساوی با 10 و حاصل این دو نوع عمل جمع در کنار هم بصورت زوج عددی 1010 و چهار به اضافه ی یک و در کنار پنج به شکل زوج عددی 55 و دو حرف th در ردیف حروف الفبای لاتین به ترتیب معادل اعداد 20 و 8 مساوی با 28 اند با تلفظ هشت و دو یا دو و هشت برابر با 10 ( و یا با تلفظ چهار زوج و یک زوج برابر با پنج زوج مشتمل بر ده نیمزوج مذکر و موئنث، نرینه و مادینه، مردانه و زنانه یا شاهانه و ملکهانه ) .
واژه ی فارسی مرگ، بصورت تفکیکی؛ م رگ با تلفظ میم رگ! حرف م ( میم ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۲۸ میباشد با تلفظ هشت و دو یا دو و هشت و یا با جمع رقمی برابر با ۱۰ و پسوند رگ، علاوه بر معنای لوله های خون در بدن، به معنای اصل، ریشه یا تار و پود هم میباشد.
لذا این واژه ها ( دو تای اولی با حروف لاتین و دومی با حروف فارسی ) به احتمال قریب به یقین از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم، اشاره به دهگان های ملکوتی یا آسمانی و جاودانه ی هرکدام از افراد انسانی داشته؛ مشتمل بر ۵ شاه و ۵ ملکه ی خودی و غیر بیگانه از هم، جملگی پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی. یکی از آنها در این عالم شهودی یا دنیای واقعی، عینی و فیزیکی از مادر متولد شده و میشود و میمیرد ( از لحاظ بدنی ) و نُه تای دیگر در عالم وسیع غیبی، برزخی یا متافیزیکی از موجودیت نفسانی یا منی ( نه روحی، نه روانی، نه جانی، نه هوشی، نه عقلانی، نه نوری و نه هیچ موجودیت دیگری ) برخوردارند و در نفس یا من واحد، مطلق و بیکران و بینهایت خدای حقیقی و واقعی ( و نه خدای کلمه ای دینی با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری که فقط در زبان و خط از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد، به این معنا که از هیچ نوع موجودیت دیگری چه عینی و چه غیبی برخوردار نمیباشد ) و نه در نفس یک موجود خیالی - اوهامی تحت نام آدم ملقب به ابوالبشر در ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام ، در خواب سنگین، ژرف و شیرین به سر میبرند و بموازات آن به خواست خدای حقیقی و واقعی و به کمک قوای ادراکی فهم و عقل و حواس بیکران وی از مشاهده و تجربه ی عشق و زندگی روئیایی بهمراه ثروتمندی، توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین برخوردارند و به احتمال قوی یا نزدیک به حقیقت، همگی ۴۰ ساله میباشند.
لذا پدیده های تولد و مرگ به جسم، کالبد، تن و یا بدن تعلق دارند و بیداری و خواب به نفس مجرد یا من.
تولد و مرگ، نیمزوج های بنیادی همزاد، همبازی و هم ارز همند و برای همدیگر آفریده شده و همیشه بهمراه همدیگرند و هرگز از هم جدا نمیشوند. به زبان فنی میتوان این دو پدیده را نوسانگر دو قطبی تولد و مرگ نامید که پیوستگی عشق و زندگی، بی آغاز و بی پایان، لایزال و جاودانه ی خدای حقیقی و واقعی را به موج های انفرادی، خاص و ویژه ی موجودات زنده ی نباتی و حیوانی و انسانی تبدیل میکنند و آنهم موج های دایره وار و بسته و غیر قابل فروپاشی ( کُلاپس ) .

مخفف Transit Oriented Development، به معنای توسعه حمل و نقل مبنا، توسعه حمل و نقل محور
عده ای معتقد هستند ترجمه صحیح "توسعه مبتنی بر حمل و نقل عمومی*" است.

Transfer On Death ( مُردن )