toad

/toʊd//təʊd/

معنی: وزغ، غوک
معانی دیگر: (جانور شناسی) وزغ، مگل، هلوزک (به ویژه از تیره ی bufonidae)، وزه

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: toadish (adj.), toadlike (adj.)
(1) تعریف: any of numerous tailless amphibians that have dry rough warty skins, live primarily on land, and resemble the related frog.

(2) تعریف: any of several similar animals, esp. some lizards.
مشابه: prime

(3) تعریف: an objectionable or unpleasant person.

جمله های نمونه

1. the plop of a toad jumping into the pond
صدای تالاپ وزغی که توی استخر پرید

2. The toad had changed its colour to blend in with its new environment.
[ترجمه گوگل]وزغ رنگ خود را تغییر داده بود تا با محیط جدید خود ترکیب شود
[ترجمه ترگمان]وزغ رنگ خود را تغییر داده بود تا با محیط جدید خود ترکیب شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Both the toad and frog are amphibian.
[ترجمه n.Sabaa] وزغ ها و قورباغه ها دوزیست اند.
|
[ترجمه گوگل]وزغ و قورباغه هر دو دوزیست هستند
[ترجمه ترگمان]هر دو وزغ و وزغ amphibian
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The toad has a distinctive yellow stripe down its back.
[ترجمه گوگل]وزغ یک نوار زرد متمایز در پشت خود دارد
[ترجمه ترگمان] وزغ یه خط زرد مشخص از پشتش داره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The toad hid itself in a cranny in the wall.
[ترجمه گوگل]وزغ خود را در برآمدگی دیوار پنهان کرد
[ترجمه ترگمان]وزغ خود را در شکافی در دیوار پنهان کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Mr Toad was loose on the racetrack, yowling and tooting to himself and let all beware who saw him come.
[ترجمه گوگل]آقای وزغ در پیست مسابقه گشاد بود، زوزه می کشید و با خودش زمزمه می کرد و اجازه داد همه مراقب باشند که او را ببینند
[ترجمه ترگمان]اقای وزغ روی خط سیر مسابقه رها شده بود و به خودش راه می داد و به خودش راه می داد و به همه کس که او را دیده بود آگاه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The toad does not recognize insects as such, but recognizes small, dark, moving objects.
[ترجمه گوگل]وزغ حشرات را به عنوان چنین تشخیص نمی دهد، اما اجسام کوچک، تیره و متحرک را تشخیص می دهد
[ترجمه ترگمان]قورباغه حشرات را به این شکل تشخیص نمی دهد، اما اشیا کوچک، تاریک و متحرک را تشخیص می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I abandoned the garden, which harboured the non-existent toad.
[ترجمه گوگل]باغی را رها کردم که وزغی که وجود نداشت را در خود جای داده بود
[ترجمه ترگمان]من باغ رو رها کردم که یه وزغ غیر مسیحی رو نجات داده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The toad is quickly dropped and escapes - with no more than a few minor punctures if it is lucky.
[ترجمه گوگل]وزغ به سرعت رها می شود و فرار می کند - اگر خوش شانس باشد بیش از چند سوراخ جزئی ندارد
[ترجمه ترگمان]وزغ به سرعت از زمین می افتد و فرار می کند - اگر خوش شانس باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He touched the toad and it inflated jerkily, its throat moving in and out like bellows.
[ترجمه گوگل]او وزغ را لمس کرد و وزغ به شدت باد کرد و گلویش مانند دمیده به داخل و خارج می‌شد
[ترجمه ترگمان]او وزغ را لمس کرد و به تندی باد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. She was to marry this mountebank, this hypocritical toad of a Sir Thomas.
[ترجمه گوگل]او قرار بود با این کوهستان، این وزغ ریاکار یک سر توماس ازدواج کند
[ترجمه ترگمان]قرار بود با این mountebank ازدواج کند، این وزغ ریاکار سر تاماس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. You repulsive little toad!
[ترجمه گوگل]ای وزغ کوچولوی نفرت انگیز!
[ترجمه ترگمان]ای وزغ کوچولوی نفرت انگیز!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. When the bacteria reproduced, it reproduced the toad genes as well, creating a new type of bacteria.
[ترجمه گوگل]زمانی که باکتری ها تکثیر شدند، ژن های وزغ را نیز تکثیر کردند و نوع جدیدی از باکتری ها را ایجاد کردند
[ترجمه ترگمان]وقتی باکتری تکثیر شد، ژن های وزغ را نیز تکثیر کرد و نوع جدیدی از باکتری ها را ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He carried the dead toad into the overgrown garden.
[ترجمه گوگل]او وزغ مرده را به باغی که بیش از حد رشد کرده بود حمل کرد
[ترجمه ترگمان]وزغ مرده را باخود به باغ بزرگ برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Sneaking into the courtyard, the toad climbed the tallest persimmon tree in the garden.
[ترجمه گوگل]وزغ که یواشکی وارد حیاط شد، از بلندترین درخت خرمالو در باغ بالا رفت
[ترجمه ترگمان]وقتی وارد حیاط شد، وزغ مانند بلندترین درخت خرمالو در باغ بالا رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

وزغ (اسم)
frog, toad

غوک (اسم)
frog, toad

انگلیسی به انگلیسی

• tailless amphibian that has short legs ans a short stout body; any of several animals that look like toads (such as some lizards); nasty person, mean unpleasant person
a toad is an animal like a frog, but with a drier skin.

پیشنهاد کاربران

وزغ
مثال:
the toads can live either in land or in the water.
وزغها هم در خشکی و هم در آب می تواند زندگی کنند.
معانی زیر رو میده همراه با مثال:
وزغ ( دوزیست )
The toad hopped across the garden.
آدم چندش آور ( شخص نفرت انگیز ) - ( استعاری )
He's a slimy toad.
( در انگلیسی عامیانه قدیمی ) سوسمار ( نوعی سوسمار )
...
[مشاهده متن کامل]

Be careful where you step because there may be a toad lurking in the area.
چاپلوسی کردن
He had an innate talent for toading people to do favors for him or simply getting people's sympathies for the sake of it.
سیاه سوخته ( عامیانه و توهین نژادی )
The old racist used to call the black children toads.

به طور استعاری به فرد منفور و بدنام گفته می شود.
frog
وزغ. غوک

بپرس