to the last drop

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• تا آخرین قطره
• تا ته، تا سرحد ( برای جنگیدن، مبارزه )
• سراسر، تمام وجود ( در بافت عاطفی )
🔸 مثال ها:
( نوشیدنی )
She sipped her tea slowly, savoring every last drop.
...
[مشاهده متن کامل]

چای خود را آرام آرام نوشید و از آخرین قطره آن لذت برد.
( مبارزه و پایمردی )
The defenders of the fort swore to fight to the last drop.
( مدافعان قلعه قسم خوردند تا آخرین لحظه/ تا سر جد مرگ بجنگند. )
( عشق و فداکاری )
He loved her to the last drop of his being.
( او را با تمام وجودش دوست داشت. )
( فعالیت و تلاش )
The team gave their effort to the last drop until the final whistle.
تیم تا آخرین لحظه تلاش خود را کردند تا سوت پایان.