to pass the buck

پیشنهاد کاربران

e. g: He always gives me a straight answer and never tries to pass the buck.
همیشه یه پاسخ روشن بهم میده و نمیخواد از زیر بار مسئولیت شونه خالی کنه.
اصطلاح هست:
مسئولیتی را که روی دوش تو هست، به دوش کسی بندازی.
از قبول مسئولیت شانه خالی کردن؛ از زیر بار مسئولیت فرار کردن