🔸 معادل فارسی:
• به زانو درآوردن ( شخص یا سازمان را )
• وادار کردن به تسلیم، درمانده کردن
• ( در جنگ ) به زانو درآوردن ( نیروهای دشمن )
• ( اقتصادی ) فلج کردن، از کار انداختن ( با تحریم ها یا فشار )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"The pandemic brought the global travel industry to its knees for nearly two years. "
همه گیری صنعت سفر جهانی را برای نزدیک به دو سال به زانو درآورد ( فلج کرد ) .
"The dictator refused to step down until the protests brought his regime to its knees. "
دیکتاتور حاضر به کناره گیری نشد تا زمانی که اعتراضات رژیم او را به زانو درآورد.
"The disease brought him to his knees, but he fought back and recovered. "
بیماری او را به زانو درآورد، اما او مقابله کرد و بهبود یافت.
• به زانو درآوردن ( شخص یا سازمان را )
• وادار کردن به تسلیم، درمانده کردن
• ( در جنگ ) به زانو درآوردن ( نیروهای دشمن )
• ( اقتصادی ) فلج کردن، از کار انداختن ( با تحریم ها یا فشار )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
همه گیری صنعت سفر جهانی را برای نزدیک به دو سال به زانو درآورد ( فلج کرد ) .
دیکتاتور حاضر به کناره گیری نشد تا زمانی که اعتراضات رژیم او را به زانو درآورد.
بیماری او را به زانو درآورد، اما او مقابله کرد و بهبود یافت.