to get

پیشنهاد کاربران

) to get my Ph. D. I was starting to become a professional student
تا پی اِچ دی خودم رو بگیرم - کم کم یه دانشجوی حرفه ای شدم.
to get . . . . ترغیب کردند
.
در جمله زیر به معنی ترغیب کردن ترجمه می شن
.
to get people to play the game
مردم را برای انجام بازی ترغیب کنند
تهیه کردن
I have to get a frame for my . . .
رسیدن به / به دست آوردن
رسیدن به
آماده