به معنی خم کردن سریع سر یا بدن برای اجتناب از برخورد با چیزی -
Duck out ( of something ) به طور غیرمنتظره مکانی را ترک کردن؛ از زیر کاری شانه خالی کردن. He tried to duck out of the meeting. ( سعی کرد از جلسه شانه خالی کند. )
... [مشاهده متن کامل]
Duck into something سریع به داخل مکانی رفتن ( معمولاً برای پنهان شدن یا فرار از چیزی ) . She ducked into a shop to avoid the rain. ( برای فرار از باران تند داخل مغازه ای رفت. )
Duck behind/under something برای پنهان شدن پشت یا زیر چیزی خم شدن یا نشستن. The rabbit ducked behind the bushes. ( خرگوش پشت بوته ها قایم شد. )
Duck out ( of something ) به طور غیرمنتظره مکانی را ترک کردن؛ از زیر کاری شانه خالی کردن. He tried to duck out of the meeting. ( سعی کرد از جلسه شانه خالی کند. )
... [مشاهده متن کامل]
Duck into something سریع به داخل مکانی رفتن ( معمولاً برای پنهان شدن یا فرار از چیزی ) . She ducked into a shop to avoid the rain. ( برای فرار از باران تند داخل مغازه ای رفت. )
Duck behind/under something برای پنهان شدن پشت یا زیر چیزی خم شدن یا نشستن. The rabbit ducked behind the bushes. ( خرگوش پشت بوته ها قایم شد. )
سریع و آسان به مانند جابجایی اردک در داخل آب - سریعا" جابجا شدن و حرکت کردن