to begin with


1- اولا، در آغاز 2- از پیش

جمله های نمونه

1. There were six of us to begin with, then two people left.
[ترجمه ترگمان]ما ۶ نفر بودیم که شروع کنیم و بعد دو نفر دیگه هم اونجا رو ترک کردن
[ترجمه گوگل]ما برای شروع از شش نفر بودیم، سپس دو نفر باقی مانده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. To begin with, she is too young for that kind of job.
[ترجمه ترگمان]برای شروع، او برای این نوع کار خیلی جوان است
[ترجمه گوگل]برای شروع، او برای این نوع کار خیلی جوان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You are wrong about the facts to begin with.
[ترجمه ترگمان]تو در مورد حقایق باید اشتباه کنی
[ترجمه گوگل]شما در مورد واقعیت هایی که با آنها شروع می شود اشتباه می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We can't go. To begin with, it's too cold.
[ترجمه ترگمان]ما نمی تونیم بریم برای شروع، هوا خیلی سرد است
[ترجمه گوگل]ما نمیتوانیم برویم برای شروع، خیلی سرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. To begin with he had no money, but later he became quite rich.
[ترجمه ترگمان]برای آغاز کار، پول نداشت، اما بعدها کاملا ثروتمند شد
[ترجمه گوگل]برای شروع از او پول نداشت، اما بعد او بسیار غنی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Well, to begin with, he shouldn't even have been driving my car.
[ترجمه ترگمان]خوب، برای شروع، او حتی نباید رانندگی می کرد
[ترجمه گوگل]خوب، برای شروع، او نباید حتی ماشین من را رانندگی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I liked it in America to begin with.
[ترجمه ترگمان]از آن در آمریکا خوشم آمد که شروع کنم
[ترجمه گوگل]من در امریکا امیدوار بودم که از آن شروع کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. To begin with he was Prince Charming.
[ترجمه ترگمان]از آغاز کارش با شاهزاده جذاب بود
[ترجمه گوگل]برای شروع او شاهزاده جذاب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. To begin with, we must consider the faculties of the staff all-sidedly.
[ترجمه ترگمان]برای شروع، باید قوای اعضای ستاد کل - sidedly را در نظر بگیریم
[ترجمه گوگل]برای شروع، باید دانشکده های کارکنان را به طور یکسان در نظر بگیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The hotel was awful! To begin with, our room was far too small. Then we found that the shower didn't work.
[ترجمه ترگمان]هتل وحشتناک بود! برای شروع، اتاق ما خیلی کوچک بود سپس متوجه شدیم که حمام کار نمی کند
[ترجمه گوگل]هتل افتضاح بود! برای شروع، اتاق ما خیلی کوچک بود سپس متوجه شدیم که دوش کار نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. They were desperately in love to begin with, but I think it's starting to cool off now.
[ترجمه ترگمان]اونا خیلی دوست داشتن که شروع کنن، اما من فکر می کنم که الان داره شروع به خنک شدن می کنه
[ترجمه گوگل]آنها به شدت در عشق برای شروع هستند، اما من فکر می کنم شروع به خنک کردن در حال حاضر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. To begin with, I don't like his attitude.
[ترجمه ترگمان]برای شروع، از رفتار او خوشم نمی اید
[ترجمه گوگل]برای شروع، من نگرش او را دوست ندارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I'm not going. To begin with I haven't a ticket, and secondly I don't like the play.
[ترجمه ترگمان]من نمی ام برای شروع کارم، بلیت ندارم، ثانیا از نمایش خوشم نمی اید
[ترجمه گوگل]من نمی روم برای شروع با من یک بلیط نداشته ام، و دوم اینکه من بازی را دوست ندارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. To begin with, I'd like to tell in brief the importance of the work.
[ترجمه ترگمان]برای شروع، دوست دارم به خلاصه، موضوع کار را کوتاه کنم
[ترجمه گوگل]برای شروع، من می خواهم به اختصار به اهمیت کار اشاره کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• first of all, firstly, first and foremost

پیشنهاد کاربران

از ابتدا
در ابتدا
برابر نهاد فارسی to begin with " پیش از همه" می باشد
در زبان فارسی اما گاهی بسته به بند ها، از " پیش از هر چیز " یا "در آغاز" " در نخست" و یا
از "یکیش اینکه " نیز می توان بهره جست.
اول اولها
بنطرم معنی قبل از آغاز یا یه تایم کوتا میده، مثل یه درنگ یا مکثی گذرا
معنی"خیلی کوتاه"بعضی وقتها بسته به جمله مناسب است
اولش، اول کار، در ابتدا، قبلش، مهم تر از همه، بیش تر از همه، بدتر از همه. . . It was great to begin with but now itss difficult اولش خوب بود اما حالا دیگه مشکل شده! we had an awful time. to begin with, cameron got sick on the first day. خیلی بد گذشت. بدتر از همه کامرون روز اول مریض شد!
اوایل کار
در ابتدا
اولش
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما