to be up to something

پیشنهاد کاربران

مشغول کاری بودن — معمولاً یه کار مشکوک یا مخفیانه 👀
یا کاری در حال انجام داشتن
مثال ها :
معنی اول ( با حس مشکوک ) وقتی فکر می کنیم کسی داره یه کاری پشت پرده می کنه.
I think he’s up to something.
...
[مشاهده متن کامل]

فکر کنم یه نقشه ای تو سرشه.
What are you up to?
داری چه کار می کنی هان؟
The kids are too quiet. They must be up to something.
بچه ها خیلی ساکتن… حتماً یه کاری می کنن!
معنی دوم ( خنثی تر )
مشغول چه کاری بودن
What are you up to this weekend?
آخر هفته چی کار داری؟

کلکی در کار بودن, مشکوک بودن, کاسه ای زیر نیم کاسه بودن
Doing sth wrong or secret