قابل انکار
I felt pleasure, childish but not to be sneezed at, of having been seen by a well - known personality
از اینکه شخصیتی سرشناس مرا دیده بود، لذتی کودکانه اما غیرقابل انکار به من دست داد.
از اینکه شخصیتی سرشناس مرا دیده بود، لذتی کودکانه اما غیرقابل انکار به من دست داد.