to be on the mend

پیشنهاد کاربران

در حال بهبودی بودن. این اصطلاح وقتی استفاده می شود که کسی پس از بیماری، آسیب، یا دورهٔ سختی جسمی یا روانی کم کم بهتر می شود و حالش رو به بهبود است. حالا این می تواند جسمی ( مثل سرماخوردگی، جراحت ) یا روحی/احساسی ( مثل افسردگی، اضطراب ) باشد.
To be healthy after a time of sickness or injury
مثال:
After being sick for two weeks, Amy is happy to be on the mend. Hopefully she will make a full recovery soon