🔸 معادل فارسی:
• تغییر عظیم
• دگرگونی بسیار بزرگ
• تحول بنیادین
• تغییر شگرف و چشمگیر
• ( در سیاست، اقتصاد و جامعه ) تحول تاریخی
🔸 مثال ها:
• The world has experienced titanic changes in technology over the past few decades.
... [مشاهده متن کامل]
جهان در چند دهه گذشته تغییرات عظیمی در فناوری تجربه کرده است.
• The company went through a titanic change after the new CEO arrived.
شرکت پس از آمدن مدیرعامل جدید دستخوش یک تحول بسیار بزرگ شد.
• Climate change could bring titanic changes to the global economy.
تغییرات اقلیمی می تواند دگرگونی های عظیمی در اقتصاد جهانی ایجاد کند.
🔸 نکته:
واژه titanic از Titans در اسطوره شناسی یونان گرفته شده است؛ تایتان ها موجوداتی غول پیکر و قدرتمند بودند.
• تغییر عظیم
• دگرگونی بسیار بزرگ
• تحول بنیادین
• تغییر شگرف و چشمگیر
• ( در سیاست، اقتصاد و جامعه ) تحول تاریخی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
جهان در چند دهه گذشته تغییرات عظیمی در فناوری تجربه کرده است.
شرکت پس از آمدن مدیرعامل جدید دستخوش یک تحول بسیار بزرگ شد.
تغییرات اقلیمی می تواند دگرگونی های عظیمی در اقتصاد جهانی ایجاد کند.
🔸 نکته:
واژه titanic از Titans در اسطوره شناسی یونان گرفته شده است؛ تایتان ها موجوداتی غول پیکر و قدرتمند بودند.
به معنی تغییرات غول آسا یا بسیار عظیم و بزرگ است و لزوماً اشاره ای به کشتی معروف RMS Titanic ندارد، هرچند ریشهٔ آن با مفهوم عظمت و بزرگی مرتبط است.
مثال ها:
The company underwent titanic changes
... [مشاهده متن کامل]
→ �شرکت دستخوش تغییرات بسیار بزرگ و اساسی شد. �
Titanic changes in technology have transformed our lives
تغییرات عظیم در فناوری زندگی ما را متحول کرده اند.
مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
→ �شرکت دستخوش تغییرات بسیار بزرگ و اساسی شد. �
تغییرات عظیم در فناوری زندگی ما را متحول کرده اند.