tip one's hand


(عامیانه) نقشه یا تصمیم خود را بروز دادن (معمولا ناخودآگاهانه)، دست خود را رو کردن

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
( پوکر – معنای اصلی ) In poker, if you tip your hand, you might as well fold.
در پوکر، اگر دست خود را رو کنی، بهتر است که اصلاً برگردی ( از بازی خارج شوی ) .
( مذاکره ) The diplomat was careful not to tip his hand during the preliminary talks.
...
[مشاهده متن کامل]

دیپلمات دقت کرد که در مذاکرات مقدماتی دست خود را رو نکند.
( روزمره ) I think I tipped my hand when I got excited about the surprise party.
فکر کنم وقتی از مهمانی سورپرایز هیجان زده شدم، دست خودم را رو کردم.
( ورزشی ) The coach didn't tip his hand about who would be the starting quarterback.
مربی درباره اینکه چه کسی کوارتربک شروع کننده خواهد بود، دست خود را رو نکرد.

tip our hand = لو رفتن
informal•North American
reveal one's intentions inadvertently
To reveal one's intentions, plans, secrets, or resources
دست کسی رو شدن، مقاصد، نقشه ها، رازها یا منابع کسی را سهواً افشا کردن