tinker with

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• دستکاری کردن / ور رفتن با ( یک دستگاه یا سیستم )
• ( در کاربرد روزمره ) تغییرات جزئی و آزمایشی در چیزی ایجاد کردن
• ( در کاربرد مجازی ) به صورت غیرحرفه ای یا بدون هدف مشخص، چیزی را تغییر دادن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
He likes to tinker with old cars in his garage.
او دوست دارد در گاراژش با ماشین های قدیمی ور برود ( دستکاری کند ) .
Don’t tinker with the settings unless you know what you’re doing.
تا وقتی نمی دانی چه کار می کنی، تنظیمات را دستکاری نکن.
The government is tinkering with the tax system again.
دولت دوباره دارد سیستم مالیاتی را تغییرات جزئی می دهد.

دستکاری کردن
Fiddle with
سرگرم چیزی بودن
وَر رفتن