tile

/ˈtaɪl//taɪl/

معنی: سفال، آجر کاشی، با اجر کاشی فرش کردن
معانی دیگر: تنبوشه، با آجر کاشی پوشاندن، کاشی کردن، سوفال پوش کردن، سفال پوش کردن، (آجر) کاشی، وفار، کاشی پلاستیکی (و غیره)، کاشی کاری، (برای پر کردن دیوار یا سقف و غیره) آجر تو خالی، آجر مجوف، (عامیانه) کلاه سفت و آهاردار

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a flat or shaped piece of baked and usu. glazed clay, or similar material, used as roofing, for walls, and as floor covering, or for various other purposes.

(2) تعریف: tiles collectively, or an expanse covered by tiles; tiling.

(3) تعریف: a short pipe of concrete or baked clay used for drainage.

(4) تعریف: a hollow block of concrete or baked clay used to build or fireproof structures.

(5) تعریف: any of various small flat playing pieces used in certain games.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: tiles, tiling, tiled
• : تعریف: to provide with tiles; cover or decorate with tiles.

جمله های نمونه

1. ceramic tile
آجر کاشی،کاشی سرامیک

2. encaustic tile
کاشی در سوختی

3. glazed tile
آجر کاشی

4. smooth- faced tile
کاشی روصاف

5. Stick the pieces on with tile cement.
[ترجمه ترگمان]قطعات را با سیمان کاشی کنار بگذارید
[ترجمه گوگل]قطعات را با سیمان کاشی ببرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We're going to tile the bathroom.
[ترجمه s.alib] ما داریم میریم حموم را کاشی کاری کنیم
|
[ترجمه ب گنج جو] خوب، حموم رو هم تمام و کمال کاشی می زنیم.
|
[ترجمه ترگمان]ما داریم میریم به کف حموم
[ترجمه گوگل]ما در حال رفتن به کاشی حمام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A tile fell off the roof.
[ترجمه ترگمان]زمین از سقف پایین افتاد
[ترجمه گوگل]یک کاشی از سقف افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The bathroom is faced with tile.
[ترجمه ترگمان]حمام با کاشی ساخته شده است
[ترجمه گوگل]حمام با کاشی مواجه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The floor was tile, a soft red, polished to a satiny sheen.
[ترجمه ترگمان]کف اتاق کاشی شده بود، یک قرمز نرم و براق که به صورت satiny می درخشید
[ترجمه گوگل]کف کاشی، یک قرمز نرم، به یک پوشش ساتن جلا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Careful examination of one roof tile revealed the impression of an animal paw-print.
[ترجمه ترگمان]دقت مراقب یکی از کاشی های سقف بود که اثر پنجه حیوانات را نشان می داد
[ترجمه گوگل]بررسی دقیق یک کاشی سقف، تصور یک پاپ حیوانی را نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A cracked tile spoiled the look of the countertop.
[ترجمه ترگمان]کاشی ترک خورده نگاه of را خراب کرد
[ترجمه گوگل]کاشی ترک خورده نگاهی به آشپزخانه داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. They had no view of tile nobility of being intellectuals and judges of lie social order.
[ترجمه ترگمان]آن ها از اصالت کاشی نبودند که روشنفکران و قاضیان نظم اجتماعی باشند
[ترجمه گوگل]آنها نگرش شالوده کاشی روشنفکران و قضات به نظم اجتماعی دروغ را نداشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Oh, sure, you see red tile roofs in Rancho Bernardo and brilliant tile work in Balboa Park fountains and buildings.
[ترجمه ترگمان]اوه، حتما، شما بامه ای کاشی قرمز را در Rancho برناردو و کار کاشی درخشان در Balboa پارک و ساختمان ها می بینید
[ترجمه گوگل]اوه، مطمئنا، سقف کاشی های قرمز را در Rancho Bernardo و کارهای کاشی های درخشان در چشمه ها و ساختمان های Balboa Park مشاهده می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. A brick and tile works in the village closed in 197 and a blacksmith's shop was pulled down in 195
[ترجمه ترگمان]یک آجر و کاشی در دهکده ۱۹۷ و یک کارگاه آهنگری در ۱۹۵ سالگی تعطیل شد
[ترجمه گوگل]آجر و کاشی در روستا در سال 1971 بسته شد و یک فروشگاه آهنگر در سال 195 میلادی کشیده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سفال (اسم)
shard, clay, earthenware, tile, terracotta

آجر کاشی (اسم)
tile, clinker

با اجر کاشی فرش کردن (فعل)
tile

تخصصی

[عمران و معماری] کاشی - سفال
[کامپیوتر] کنار هم چیدن، فرش کردن 1. ایجاد وضعیتی که پنجره ها صفحه نمایش را به بخشهای مختلفی تقسیم کننند . بدون اینکه روی هم قرار گیرند . در این حالت می گویی صفحه را فرش کرده ایم . 2. چاپ یک صفحه بزرگ ( بزرگتر از صفحه ای که چاپگر می تواند به کار گیرد . ) به وسیله تقسیم صفحه به یک سری از برگها با اندازه ی مرتبی که بعدها می توانند به هم وصل شوند . 3. ایجاد الگویی با طراحی ساده به وسیله ی تکرار زیاد ان بسیار ی از برنامه های ترسیم و نقاشی دارای کتابخانه ای از ابن الگو ها هستند . ممکن است الگوی خودتان را نیز طراحی کنید .
[زمین شناسی] جزر ومد

به انگلیسی

• slab of fired clay for covering roofs or lining walls or floors
pave, cover with tiles
tiles are flat, square, thin objects that are used to cover floors, walls, or roofs.

پیشنهاد کاربران

قطعه
[مهندسی کامپیوتر] خانه ( در جدول، الگو و. . . )
اجر
صفحه شطرنجی که رنگ خانه های مجاور آن یکسان باشد. کادربندی ( با زمینه یکسان )
کاشی - سفال - کف پوش
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما